کاش نمیدانستم

.

میدانم ...

باور کن میدانم فرشته ی همیشه مهربانم ...

میدانم خسته تر از آنی هستی که بنشینی

مرا در آغوش بگیری

با دستانت رنجور همیشه مهربانت

موهایم را شانه بزنی

و برایم " جان مریم " بخوانی و دانه دانه های موهایم را ببافی

میدانم

باور کنم میدانم پرغرور همیشه بخشایشگر

میدانم خسته و رنجورتر از آنی

که برایم غذایی بپزی

که از ذره ذره اش بوی محبتت تو به مشام میرسد

تا شاید خستگی کوچک تلاشم را

با محبت بیکرانت از تنم به در کنی

میدانم

باور کن میدانم ای حوریه بهشتی من

میدانم نحیف تر از آنی هستی

که لباسهای مرا با وسواس پاکیزه کنی

اتویی بکشی که مبادا دخترت با لباس چروکیده خجلت زده شود

باور کن هر روز صبح لباسهایم بوی مهر دستانت را میدهد

میدانم

باور کن میدانم مسافر غربت من

میدانم آخرین نگاههایمان است که در هم تلاقی میکند

میدانم اخرین دست پختهایت به ذائقه ام چشانده میشود

میدانم آخرین اتو کشیده هایت را بر تن میکنم

میدانم هر بار که مینگری هزاران فریاد در سکوتت موج میزند

میدانم دلت لک زده برای لالایی جان مریم

میدانم که دیگر ....

کاش نمیدانستم نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چقدر سخت است

بدانی

نتوانی

بسوزی

بمیری با هر نفس

با هر نگاه

با هر نگاه

با هر نگاه

/ 9 نظر / 13 بازدید
حبیب

[گریه][قلب][قلب][اوه][رویا][رویا][رویا][رویا][خنده][خنده][گریه][گل]

بابک

سر خاک مادر من یه نفر حتی نیومد تو گلوم یه بغض ساده با یه گریه زود سر اومد مادرم میخوام بدونی اینجا من تنهای تنهام منو با خودت نبردی دیگه من هیچی نمی خوام جای تو شبها میشینم روی سجاده نازت میام اون بالای بال رفتی و نگفتی رازت سلام قشنگ نوشته تون قشنگ بود [لبخند] یه جوارایی همه حرفایی که از مادر گفته میشن همه شون به خاطر والا کلامی بنام مادر لبریز از احساس هستن ولی فکر کنم تو خط چهارم نوشته تون اونجایی که نوشتید "دستانت" فکر کنم یه ((ت)) اضافه است اینو نگفتم که غلط املایی گرفته باشم اینو بهش اشاره کردم که گفته باشم متنتون رو بدقت خوندم ولی کاش یه بار یه شعر شاد هم تو وبلگتون بذارید ما که دلمون همیشه پر غصه س اینجا که میاییم دردامون بیشتر میشهببخشید پر حرفی کردم امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید[گل]

سلمان غریبی

خیال میکنم دچار آن غم پنهان رنگ ها هستی...[گل] چقدر سخت است بدانی نتوانی قبول می کنم که همین برای سوختن کافیست با هر نگاه با هر نفس

V@h!D

خیلی خوجل بود واقعن لذت بردم طرف منم بیا آبجی

َAli-ayaz

وبلاگ خوبی داری به وبلاگ من هم سر بزن و نظر بده

رضا

سلام

سودابه

خیلی زیبا نوشتی موقع خوندن متنت اونقدر گریه کردم که دیگه چشمام هیچ چیزی رو نمی دید عالی و پر احساس بود عزیزم موفق باشی

سودابه

خیلی زیبا نوشتی موقع خوندن متنت اونقدر گریه کردم که دیگه چشمام هیچ چیزی رو نمی دید عالی و پر احساس بود عزیزم موفق باشی