شستن سایه

در تمام سالهائی که سایه ام با من بود

اصلا نشسته بودمش

فکر کردم حتما دیگر خیلی کثیف شده.

این است که امروز

از روی دیواری که رویش افتاده بود کندم اش

و انداختم توی لگن

با لباسهای دیگر

پودر و صابون زدم به آن

ساعتها خیس اش کردم

شستم و چلاندمش

انداختم روی طناب خشک شود

چه کسی فکرش را می کرد

که سایه ام آب برود.

حالا سایه من

خیلی کوچکتر از خودم شده.

/ 4 نظر / 20 بازدید
غلامرضاسلیمانی

سلام پیشنهاد می کنم اگر بشود همراه با شعری که از کسی مثل سیلراستاین در وبتان قرار می دهید محلی را که بشود مجموعه شعر را به شکل PDF يا كتاب الكترونيكي دانلود كرد را به مخاطبين معرفي كنيد.به اين شكل مسافران زيادي به اين كلبه ديجيتالي سفر خواهند كرد .

غلامرضاسلیمانی

سلام مجدد از خودتان بيشتر بگوييد در كجاي اين كهكشان آواز مي خوانيد؟ ترانه هاي دلتان از پخش كدام جنجره غزل مي شود؟ چون زياد شناختي روي افقهاي ديدتان ندارم آشنايي را جسارتان به عهده خودتان واگذار مي كنم كه بانوان به ارجحيت اصلحند . اگر قلم سنگيني مي كند سبب غريبي است با شما و گرنه ((گفتگو آيين درويشي نبود ورنه با تو ماجراها داشتيم...حافظ)) و در آخر استاد عطاجنگوك استاد بلامنازع تار و ستار و خالق آثار جاوداني چون ((مال كنون و هيجار و ...)) به رحمت خدا رفت . روحش جاودان و در آبشارهاي آرامش سيال باد!

آتوسا پارسیان

مرسی مریم جان قشنگ بود . اگر سری کامل کارهاشو دارین برای دانلود بذارین ممنونت میشم . وبلاگت عالیه دختر گل