سد سکوت

همه چیز و هیچ چیز .... و شاید جایی برای زمان دلتنگی ....

شستن سایه
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  کلمات کلیدی: شعر

شعرهای شل سیلور استاین گاهی بسیار قشنگ و گاهی هم بسیار مبهم است ... این شعر و از البوم پاک کن جادویی انتخاب کردم ... امیدوارم خوشتون بیاد .... گرچه پاک کن خودش جادویی داره که دیگه جادویی بودنش معجزه ای میشود ...

در تمام سالهائی که سایه ام با من بود

اصلا نشسته بودمش

فکر کردم حتما دیگر خیلی کثیف شده.

این است که امروز ...


در تمام سالهائی که سایه ام با من بود

اصلا نشسته بودمش

فکر کردم حتما دیگر خیلی کثیف شده.

این است که امروز

از روی دیواری که رویش افتاده بود کندم اش

و انداختم توی لگن

با لباسهای دیگر

پودر و صابون زدم به آن

ساعتها خیس اش کردم

شستم و چلاندمش

انداختم روی طناب خشک شود

چه کسی فکرش را می کرد

که سایه ام آب برود.

حالا سایه من

خیلی کوچکتر از خودم شده.