سد سکوت

همه چیز و هیچ چیز .... و شاید جایی برای زمان دلتنگی ....

از فیلم شبهای روشن
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی: دیالوگهای زیبا

رویا – فکر کنم ایراد از من‌اه. گدایی هم یه جور عشق‌اه. گداییِ عشق که از هم‌اش بدتره. وقتی فکر می‌کنم، می‌بینم به همه‌چی پشت‌پا زدم و زندگی‌ام رو گذاشتم سر یه قراری که … تو می‌گی من سبک شدم؟

استاد: خُب … عشق آدم ُ سبک می‌کنه، ولی سبک نمی‌کنه

رویا – نمی‌فهمم چی می‌گی

استاد: عشق باعث شده که تو بابت یه کلمه حرف، یه سال صبر کنی و وقت‌اش که شد به همه چی پشت‌پا بزنی و بیای این‌جا. فقط آدمی که عشق سبک‌اش کرده باشه می‌تونه هم‌چین کاری بکنه. ولی، وقتی می‌گی سبک شدی، منظورت این‌اه که خودت رو پایین آوردی، اگه اون هیچ‌وقت نیاد، عشق‌اش کاری کرده که تو پَر در بیاری و یه کارایی بکنی که تا حالا هیچ‌وقت فکرش رو هم نکردی. اگه منظورت از سبک‌شدن بالا رفتن‌اه، سبک شدی. ولی اگه منظورت از سبک شدن، کوچیک شدن‌اه؛ عاشق هر چی کوچیک‌تر بشه، بالاتر می‌ره.

رویا – فکر نمی‌کنی همه‌ی این‌ حرف‌ها تو ادبیات قشنگ‌اه؟ زندگی با ادبیات فرق داره.

استاد : همه‌ی این حرف‌ها واسه‌ی این‌اه که زندگی یه خورده شبیه ادبیات بشه.

رویا- آدم با تو حرف می‌زنه سبک می‌شه. سبک به اون معنا که خودت گفتی…. می‌دونی از چی خوش‌ام می‌آد؟

استاد: از چی؟

رویا – از این‌که خیلی باهات راحت‌ام.