سد سکوت

همه چیز و هیچ چیز .... و شاید جایی برای زمان دلتنگی ....

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

.

بعید می دانم که نام «اوریانا فالاچی»، این زن خبرنگار نا آرام، خشن و سرشار از احساسات زنانه را نشنیده باشید. اوریانا فالاچی (Oriana Fallaci)‏ در ‍۲۹ ژوئن ۱۹۲۹ در فلورانس ایتالیا متولد و در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶ در همین شهر بر اثر سرطان سی . . . . نه دیده از جهان فروبست و به ۷۷ سال نا آرام پایان بخشید. که در سایت کار۲۰ موبایل به صورت رایگان در اختیار شما قرار گرفته است

کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد برای موبایل

و اما تفسیر من :

دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند
من تو را
او را
کسی را دوست می دارم
 

این قسمتی از کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد میباشد

به این کاری ندارم که فمینیستی گفته یا نه ... یا اینکه چطور به قضیه نگاه کرده ... به این کار دارم که کتاب حرفایی برای گفتن داره که شاید من تو و یا ما نتوانیم به راحتی و شاید به این جسارت به زبون بیاریم

همه ما کما بیش گاهی اوقات از اینکه به این دنیا اومدیم شاکی هستیم و پدر و مادرمونو سرزنش میکنیم ... اما هیچوقت جسارت گفتن حرفایی که فکرمونو پریشون میکنه رو نداریم

شاید خیلیها بخاطر عشق خائن و سرکوب شده ای مجبور شدن تاوان بدن و شاید خیلی از زنهایی که ناخواسته تاوان سنگین دادن هزاران بار خواستن از زیر بار اون تاوان به گردن افتاده شون رها بشن اما کی بوده که با این جسارت با موجودی که معلوم نیست زاده توهمش هست یا واقعا وجود داره اونقدر صادقانه حرف بزنه که حتی کسی که تجربه همچین سرنوشت تلخی رو نداره رو به فکر فرو ببره و دلشو بلرزونه

یا حتی مردی رو تحت تاثیر قرار بده با احساس مادرانه ای که معلوم نیست هست یا نیست

اوریانا در جایی از این کتاب میگه :

هبچ وقت نفهمیدم چه طور این جوری می خنده
ولی فکر می کنم دلیلش گریه کردنای زیادیشه!
فقط کسانی که زیاد گریه می کنن
می تونن قدر قشنگیای زندیگی رو بدونن خوب بخندنن!
گریه کردن اسونه و خندیدن سخت!

و وقتی فکر میکنی که تفسیر زندگی و به وجود آوردن یه مخلوق میتونه به این سادگی صورت بگیره فکر میکنی تو چرا نمیتونی ؟

و جالب تر اینکه همیشه حس مادر شدن قشنگ توصیف شده اما دلهره های آوردن یه موجود دیگه زیاد نه که اوریانا اون حس و اینطور میگه :

امشب فهمیده ام که تو هستی :مث یه قطره زندگی که از هیچ چکیده باشه !با چشای باز توی تاریکی مطلق دراز کشیده بودم که یهو اطمینان بودنت جرقه زد.آره ناکوک ضربانش رو شنیدم حس کردم توی یک گودال ترسناک از تردید فرو رفته ام....

و آخر اینکه

کدوم مادر و پدری قبل از به دنیا اومدن فرزندی دنیا رو براش تصویر کردن تا حداقل با پیش زمینه بیاد به جایی که مجبور است به آمدن

اما اوریانا این دنیا رو خیلی قشنگ برای فرزندش تفسیر میکنه و اشک و لبخند و آرزوهاشو و همه چیشو باهاش در میون میذاره کاری که تو حضورت در این دنیا کمتر پدر مادری زحمت گفتنشو به خودش میده

فکر کنم کمتر بگم و بیشتر خودتون بخونین بهتره چرا که خوندن این کتاب اونقدر لذت بخشه که شاید باید چندبار بخونی تا بدونی عمق کتاب چه حرفیست برای گفتن

دانلود : http://www.box.net/shared/p6gjiyfsws