سد سکوت

همه چیز و هیچ چیز .... و شاید جایی برای زمان دلتنگی ....

لطفا به تراوشات ذهن آدمها احترام بگذاریم
ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۱  کلمات کلیدی: دلنوشته ها

امشب از اون شباس که حوصله ی حاشیه و آسمون ریسمون بافتن ندارم

امشب یه دفعه میرم سر اصل مطلب

مشکلی که هست اینه که ما اصلا به تراوشات فکر و ذهن آدما احترام نمیذاریم

کافیه یه متن ، یه شعر، یه نوشته، یه هرچی به نظرمون خوشگل بیاد و صاحب اثر مشخص نباشه یا اسمشو ننوشته باشه

یهو صدتا صاحب پیدا میکنه و صدهزار نفر میشن اهل فن و سخن و هنر

نمیگم چیزایی که ما میگیم از هنرمندیمونه بلکه اعتقاد دارم همه هنرمندیم بعضی میدونیم چطور هنر و توی زبان و رسم و شکل و نقش و شعر بیاریم بعضی هنوز نمیدونیم و شاید در قالب دیگه داریم هنرنمایی میکنیم

اما به داشته های خودمون قانع باشیم و به دستاوردهای دیگران دستبرد نزنیم

مدت مدیدی هست که توی اکثر سایت های اجتماعی و وبلاگها نوشته هایی رو میخونیم با صدها اسم متفاوت

این قشنگ نیست

این ظلم هست، حق الناس هست،
 این دزدی افکار هست

نکنیم

کاری که از ارزشمون میکاهد و انجام ندیم

دزدی دزدیه خواه دزدی سه هزار میلیارد

خواه دزدیدن یه جمله از دیگران

دلنوشته ای داشتم که هزاران جای دیدم اما متاسفانه بدون اسم

از اونجایی که احساس میکنم نوشته های من حکم فرزندانمو دارن پس نسبت بهشون مسئولیت دارم

امشب اینجا بار دیگه مینویسمش و امیدوارم دیگه هیچ نوشته ای و هیچ اثری و بی نام نبینیم

 

معبودا!

از من تا تو راهی نیست

فاصله ایست به بلندای من تا من

و در این هیاهوی غریب

من

این من را نمیابم ...

 

امیدوارم هرچی میخوان ازمون بدزدن اما فکرمونو نه

به امید اون روز ....