سد سکوت

همه چیز و هیچ چیز .... و شاید جایی برای زمان دلتنگی ....

دلی که نبود
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۸  کلمات کلیدی: یادداشتهایی برای تو

گفتی : چرا وبلاگتو به روز نمیکنی ؟

گفتم : وبلاگ؟

دلی نمونده که حرفی داشته باشه

با چی به روزش کنم

گفتی : دل هم هست ... حرف هم داره ... فقط باید بخوای

گفتم : شک کن

به یکباره اویی که برای هر دومون آشنای غریبی بود و شاید غریبه ای آشنا

گفت :  این خودش حرف دله ... دیدی به روز شد ..

نوشتم ولی بدون هنوز هم دلم دل نیست ...