سد سکوت

همه چیز و هیچ چیز .... و شاید جایی برای زمان دلتنگی ....

کمی از جنس حرف دل
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩  کلمات کلیدی: شعر

شاید وقتی که میرسی نباشم

که دستاتو توی دستام بگیرم

نمیدونی چه حالی ام از اینکه

همون روزی تو میرسی که میرم

به قدری چشم به رات بودم که می شد

تموم جاده ها رو تو نگام دید

همه دلشوره ی دریا رو می شد

تو مرداب زمینگیر چشام دید

همیشه اشتیاق مبهمی هست

واسه اونی که باید بی تو باشه

غروب ها که دلم میگیره می گم

شاید امشب شب مهتاب باشه