سد سکوت

همه چیز و هیچ چیز .... و شاید جایی برای زمان دلتنگی ....

وداع ( اخوان ثالث )
ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: شعر

وداع

سکوت صدای گامهایم را باز پس می دهد
با شب خلوت به خانه می روم
گله ای کوچک از سگها بر لاشه ی سیاه خیابان می دوند
خلوت شب آنها را دنبال می کند
و سکوت نجوای گامهاشان را می شوید
من او را به جای همه بر می گزینم
و او می داند که من راست می گویم
او همه را به جای من بر می گزیند
و من می دانم که همه دروغ می گویند
چه می ترسد از راستی و دوست داشته شدن ، سنگدل
بر گزیننده ی دروغها
صدای گامهای سکوت را می شنوم
خلوتها از با همی سگها به دروغ و درندگی بهترند
سکوت گریه کرد دیشب
سکوت به خانه ام آمد
سکوت سرزنشم داد
و سکوت ساکت ماند سرانجام
چشمانم را اشک پر کرده است
.


سیمین بهبهانی
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: معرفی شاعر

سیمین بهبهانی

سیمین بـِهْبَهانی (زادهٔ ۲۸ تیر ۱۳۰۶ در تهران) نویسنده و غزل‌سرای معاصر ایرانی است. او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه به «نیمای غزل» معروف است.

زندگی

سیمین خلیلی معروف به «سیمین بهبهانی» فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) و حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست. است. پدرش عباس خلیلی (۱۲۷۲ نجف - ۱۳۵۰ تهران) به دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده بود و در ضمن رمان‌های متعددی را هم به رشته تحریر درآورد که همگی به چاپ رسیدند.

مادر او فخرعظما ارغون (۱۳۱۶ ه.ق - ۱۳۴۵ ه.ش) دختر مرتضی قلی ارغون (مکرم السلطان خلعتبری) از بطن قمر خانم عظمت السلطنه (فرزند میرزا محمد خان امیرتومان و نبیره امیر هدایت الله خان فومنی) بود. فخر عظما ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم و نثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سوئیسی آموخت. او همچنین از زنان پیشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن‌خواه عضویت داشت و مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود. او همچنین عضو کانون بانوان و حزب دموکرات بود و به عنوان معلم زبان فرانسه در آموزش و پرورش خدمت می‌کرد.

پدر و مادر سیمین که در سال ۱۳۰۳ ازدواج کرده بودند، در سال ۱۳۰۹ از هم جدا شدند و مادرش با عادل خلعتبری (مدیر روزنامه آینده ایران) ازدواج کرد و صاحب سه فرزند دیگر شد.

سیمین بهبهانی ابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام خانوادگی همسر خود شناخته شد ولی پس از وی با منوچهر کوشیار ازدواج نمود. او سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد.

او در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده حقوق شد، حال آنکه در رشته ادبیات نیز قبول شده بود. در همان دوران دانشجویی بود که با منوچهر کوشیار آشنا شد و با او ازدواج کرد. سیمین بهبهانی سی سال-از سال ۱۳۳۰ تا سال ۱۳۶۰- تنها به تدریس اشتغال داشت و حتی شغلی مرتبط با رشتهٔ حقوق را قبول نکرد.

در ۱۳۴۸ به عضویت شورای شعر و موسیقی در آمد . سیمین بهبهانی ، هوشنگ ابتهاج ، نادر نادرپور ، یدالله رویایی ، بیژن جلالی و فریدون مشیری این شورا را اداره می‌کردند . در سال ۱۳۵۷ عضویت در کانون نویسندگان ایران را پذیرفت .

در ۱۳۷۸ سازمان جهانی حقوق بشر در برلین مدال کارل فون اوسی یتسکی را به سیمین بهبهانی اهدا کرد . در همین سال نیز جایزه لیلیان هیلمن / داشیل هامت را سازمان نظارت بر حقوق بشر (HRW) به وی اعطا کرد.

شعر معروف دوباره میسازمت وطن در سال پنجاه و نه توسط وی سروده شد.

وی پس از سخنرانی محمود احمدی نژاد که برخی به اصطلاح روشنفکران را بزغاله خوانده بود، شعر زیر را سرود:

شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی

که روشنـــفکر را بزغاله خواندی

ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند

در این خط جمله را بیــجا نشـاندی

سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا

به نان و آب مجــانی کشــاندی

از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود

هیاهــو شد عجب توتــــی تکانــدی

سخن هایت ز حکمت دفــتری بود

چه کفتر ها از این دفتر پراندی

ولیــکن پول نفـت و سفره خلــــق

ز یادت رفت و زان پس لال ماندی

سخن از آسمان و ریسمان بود

دریـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی

چو از بزغاله کردی یاد ای کاش

سلامـی هم به میــمون میرساندی

آثار

  • سه‌تار شکسته (۱۳۳۰/۱۹۵۱)
  • جای پا (۱۳۳۵/۱۹۵۴)
  • چلچراغ (۱۳۳۶/۱۹۵۵)
  • مرمر (۱۳۴1/۱۹۶۱)
  • رستاخیز (۱۳۵۲/۱۹۷۱)
  • خطی ز سرعت و از آتش (۱۳۶۰/۱۹۸۰)
  • دشت ارژن (۱۳۶۲/۱۹۸۳)
  • گزینه اشعار (۱۳۶۷)
  • درباره هنر و ادبیات (۱۳۶۸)
  • آن مرد، مرد همراهم (۱۳۶۹)
  • کاغذین‌جامه (۱۳۷۱/۱۹۹۲)
  • کولی و نامه و عشق (۱۳۷۳)
  • عاشق‌تر از همیشه بخوان (۱۳۷۳)
  • شاعران امروز فرانسه (۱۳۷۳) [ترجمه فارسی از اثر پیر دوبوادفر ، چاپ دوم :۱۳۸۲]
  • با قلب خود چه خریدم؟ (۱۳۷۵/۱۹۹۶)
  • یک دریچه آزادی (۱۳۷۴/۱۹۹۵)
  • مجموعه اشعار (۲۰۰۳)
  • یکی مثلا این که(۲۰۰۵)
  • منابع

  • شاعری که هرگز قلم یا روحش را نفروخت، مقاله واشینگتن پست درباره سیمین بهبهانی.
  • تذکره اندرونی، بنفشه حجازی، ۱۵۱ - ۱۵۶ (شرح حال فخر عظمی ارغون).
  • بخش آثار: بهبهانی،‌سیمین، با قلب خود چه خریدم؟، لس‌آنجلس: شرکت کتاب، ۱۳۷۵/۱۹۹۶، پشت جلد.
  • روزنامهٔ شرق، شماره ۷۶۵، صفحه ۲۸، ۱۳۸۵
  • روزنامهٔ همشهری، شماره ۲۴، ۱۳۸۲

  • فریدون مشیری
    ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: معرفی شاعر

    فریدون مشیری

     

    (۱۳۰۵ - ۱۳۷۹) از شاعران معاصر ایران است.

    زندگی

    در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در تهران متولد شد. پدر و مادر او هر دو از ادبیات و شعر سررشته داشتند و پدربزرگ مادری او میرزا جوادخان مؤتمن‌الممالک از شاعران روزگار ناصری بود.

    مشیری دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه‌نگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد.

    مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن، روشنفکر، سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت. از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد.

    او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌های بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.

    مشیری سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در سن ۷۴ سالگی درگذشت.

    دفترهای شعر

  • ۱۳۳۴ تشنه طوفان
  • ۱۳۳۵ گناه دریا
  • ۱۳۳۷ نایافته
  • ۱۳۴۰ ابر
  • ۱۳۴۵ ابر و کوچه
  • ۱۳۴۷ بهار را باور کن
  • ۱۳۴۷ پرواز با خورشید
  • ۱۳۵۶ از خاموشی
  • ۱۳۴۹ برگزیده شعرها
  • ۱۳۶۴ گزینه اشعار
  • ۱۳۶۵ مروارید مهر
  • ۱۳۶۷ آه باران
  • ۱۳۶۹ سه دفتر
  • ۱۳۷۱ از دیار آشتی
  • ۱۳۷۲ با پنج سخن‌سرا
  • ۱۳۷۴ لحظه‌ها و احساس
  • ۱۳۷۸ آواز آن پرنده غمگین
  • ۱۳۷۹ تا صبح تابناک اهورایی
  •  

    منابع

    کریمی، یوسف، زندگی‌نامهٔ مشهورترین شاعران ایران، تهران: ۱۳۸۵، ص۱۱۳.

    ویکیپدیا

     


    مهدی اخوان ثالث
    ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: معرفی شاعر

    مهدی اخوان ثالث

    مهدی اخوان ثالث

    (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی است. تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود.

    آرامگاه مهدی اخوان ثالث

     درگذشت

    اخوان ثالث چند ماه پس از بازگشت از خانه فرهنگ آلمان در چهارم شهریور ماه سال ۱۳۶۹ در تهران جان سپرد. وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.

    نمونه اشعار

    بخشی از شعر زمستان:

     

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    سرها در گریبان است

    کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

    نگه جز پیش پا را دید نتواند،

    که ره تاریک و لغزان است.

    وگر دست محبت سوی کس یازی،

    به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛

    که سرما سخت سوزان است.

     

     

    کتاب‌ شناسی

    • ارغنون، انتشارات تهران، (۱۳۳۰)
    • زمستان، انتشارات زمان، (۱۳۳۵)
    • آخر شاهنامه، انتشارات زمان، (۱۳۳۸)
    • از این اوستا، انتشارات مروارید، (۱۳۴۵)
    • منظومه شکار، انتشارات مروارید، (۱۳۴۵)
    • پاییز در زندان، انتشارات مروارید، (۱۳۴۸)
    • عاشقانه‌ها و کبود (۱۳۴۸)
    • بهترین امید (۱۳۴۸)
    • برگزیده اشعار (۱۳۴۹)
    • در حیاط کوچک پاییز در زندان (۱۳۵۵)
    • دوزخ اما سرد (۱۳۵۷)
    • زندگی می‌گوید اما باز باید زیست... (۱۳۵۷)
    • ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم (۱۳۶۸)
    • گزینه اشعار (۱۳۶۸)

     

    منابع

    • ستایشگر، مهدی. نام نامهٔ موسیقی ایران زمین. چاپ اوّل، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۶، ISBN ۹۶۴-۴۲۳-۳۷۷-۸، ‏صفحهٔ ۵۲.
    • ویکیپدیا

    اخوان ثالث در شعر کلاسیک ایران توانمند بود. وی به شعر نو گرایید او آثاری دلپذیر در هر دو نوع شعر به جای نهاده ‌است. همچنین او آشنا به نوازندگی ‌تار و مقام‌های موسیقیایی بوده‌است.

    تبار

    پدر او که علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که با انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به ایران آمد و شناسنامه ایرانی گرفت، از این رو آنان نام خانوادگیشان را اخوان ثالث به معنی برادران سه‌گانه گذاشتند.

    زندگی

    • مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۰۷ در توس نو مشهد چشم به جهان گشود.
    • در مشهد تا دوره متوسطه ادامه تحصیل داد.
    • از نوجوانی به شاعری روی آورد و در آغاز قالب شعر کهن را برگزید.
    • در سال ۱۳۲۶ دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان برد و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد. در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید.
    • اخوان چند بار به زندان افتاد و یک بار نیز به حومه کاشان تبعید شد.
    • در سال ۱۳۲۹ بادختر عمویش ایران (خدیجه) اخوان ثالث ازدواج کرد.
    • در سال ۱۳۳۳ برای دومین بار به اتهام سیاسی زندانی شد.
    • پس از آزادی از زندان در ۱۳۳۶ به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد.
    • در سال ۱۳۵۳ از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو و تلویزیون ملی ایران به کار پرداخت.
    • در سال ۱۳۵۶ در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم به‌تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد.
    • در سال ۱۳۶۰ بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته (بازنشانده) شد
    • در سال ۱۳۶۹ به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ ۴ تا ۷ آوریل برای نخستین بار به خارج رفت و سرانجام چند ماهی پس از بازگشت از سفر در چهارم شهریور ماه همان سال از دنیا رفت طبق وصیت وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.
    • از او ۴ فرزند به‌جای مانده است.

    شاعری و سیاست

    مهدی اخوان ثالث نخستین دفتر شعرش را با عنوان ارغنون در سال ۱۳۳۰ منتشر کرد.

    اگرچه اخوان در دهه بیست فعالیت شعری خود را آغاز کرد، اما تا زمان انتشار دومین دفتر شعرش، زمستان، در سال ۱۳۳۶، در محافل ادبی آن روزگار شهرت چندانی نداشت.

    با اینکه نخست به سیاست گرایش داشت ولی پس از رویداد ۲۸ مرداد از سیاست تا مدتی روی گرداند. چندی بعد با نیما یوشیج و شیوهٔ سرایندگی او آشنا شد. شاهکار اخوان ثالث شعر زمستان است.

    سبک‌ شناسی

    مهارت اخوان در شعر حماسی است. او درونمایه‌های حماسی را در شعرش به کار می‌گیرد و جنبه‌هایی از این درونمایه‌ها را به استعاره و نماد مزین می‌کند.

    به گفته برخی از منتقدان، تصویری که از م. امید در ذهن بسیاری به جا مانده این است که او از نظر شعری به نوعی نبوت و پیام‌آوری روی آورده ـ(تعریف شعر از نظر اخوان: شعر محصول بیتابی انسان در لحظاتی است که در پرتو شعور نبوت قرار می‌گیرد)ـ و از نظر عقیدتی آمیزه‌ای از تاریخ ایران باستان و آراء عدالت‌خواهانه پدید آورده‌است و در این راه گاه ایران‌دوستی او جنبه نژادپرستانه پیدا کرده‌است.

    اما اخوان این موضوع را قبول نداشت و در این باره گفته‌است: «من به گذشته و تاریخ ایران نظر دارم. من عقده عدالت دارم، هر کس قافیه را می‌شناسد، عقده عدالت دارد، قافیه دو کفه ترازو است که خواستار عدل است.... گهگاه فریادی و خشمی نیز داشته‌ام.»

    شعرهای اخوان در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ شمسی روزنه هنری تحولات فکری و اجتماعی زمان بود و بسیاری از جوانان روشنفکر و هنرمند آن روزگار با شعرهای او به نگرش تازه‌ای از زندگی رسیدند. مهدی اخوان ثالث بر شاعران معاصر ایرانی تاثیری عمیق دارد.

    هنر اخوان در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته مجموعه‌ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم‌نسلان او و نسل‌های بعد گذاشت.

    اخوان از نگاه دیگران

    من نه سبک شناس هستم نه ناقد.... من هم از کار نیما الهام گرفتم و هم خود برداشت داشته‌ام.... شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم... مهدی اخوان ثالث

    جمال میرصادقی، داستان‌نویس و منتقد ادبی در باره اخوان گفته‌است: من اخوان را از آخر شاهنامه شناختم. شعرهای اخوان جهان‌بینی و بینشی تازه به من داد و باعث شد که نگرش من از شعر به کلی متفاوت شود و شاید این آغازی برای تحول معنوی و درونی من بود.

    نادر نادر پور، شاعر معاصر ایران که در سال‌های نخستین ورود اخوان به تهران با او و شعر او آشنا شد معتقد است که هنر م. امید در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته مجموعه‌ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم نسلان او و نسل‌های بعد گذاشت.

    نادرپور گفته‌است: «شعر او یکی از سرچشمه‌های زلال شعر امروز است و تاثیر آن بر نسل خودش و نسل بعدی مهم است. اخوان میراث شعر و نظریه نیمایی را با هم تلفیق کرد و نمونه‌ای ایجاد کرد که بدون اینکه از سنت گسسته باشد بدعتی بر جای گذاشت. اخوان مضامین خاص خودش را داشت، مضامینی در سوگ بر آنچه که در دلش وجود داشت - این سوگ گاهی به ایران کهن بر می‌گشت و گاه به روزگاران گذشته خودش و اصولا سرشار از سوز و حسرت بود- این مضامین شیوه خاص اخوان را پدید آورد به همین دلیل در او هم تاثیری از گذشته می‌توانیم ببینیم و هم تاثیر او را در دیگران یعنی در نسل بعدی می‌توان مشاهده کرد.»

    اما خود اخوان زمانی گفت نه در صدد خلق سبک تازه‌ای بوده و نه تقلید، و تنها از احساس خود و درک هنری اش پیروی کرده: «من نه سبک شناس هستم نه ناقد... من هم از کار نیما الهام گرفتم و هم خودم برداشت داشتم. در مقدمه زمستان گفته‌ام که می‌کوشم اعصاب و رگ و ریشه‌های سالم و درست زبانی پاکیزه و مجهز به امکانات قدیم و آنچه مربوط به هنر کلامی است را به احساسات و عواطف و افکار امروز پیوند بدهم یا شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم....»

    هوشنگ گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی مهدی اخوان ثالث را رندی می‌داند از تبار خیام با زبانی بیش و کم میانه شعر نیما و شعر کلاسیک فارسی. وی می‌گوید تعلق خاطر اخوان را به ادب کهن هم در التزام به وزن عروضی و قافیه بندی، ترجیع و تکرار می‌توان دید و هم در تبعیت از همان صنایع لفظی قدما مانند مراعات النظیر و جناس و غیره.

    اسماعیل خویی، شاعر ایرانی مقیم بریتانیا و از پیروان سبک اخوان معتقد است که اگر دو نام از ما به آیندگان برسد یکی از آنها احمد شاملو و دیگری مهدی اخوان ثالث است که هر دوی آنها از شاگردان نیمایوشیج هستند.

    به گفته آقای خویی، اخوان از ادب سنتی خراسان و از قصیده و شعر خراسانی الهام گرفته‌است و آشنایی او با زبان و بیان و ادب سنتی خراسان به حدی زیاد است که این زبان را به راستی از آن خود کرده‌است. آقای خویی می‌افزاید که اخوان دبستان شعر نوی خراسانی را بنیاد گذاشت و دارای یکی از توانمندترین و دورپرواز ترین خیال‌های شاعرانه بود. اسماعیل خویی معتقد است که اخوان همانند نیما از راه واقع گرایی به نماد گرایی می‌رسد.

    وی درباره عنصر عاطفه در شعر اخوان می‌گوید که اگر در شعر قدیم ایران باباطاهر را نماد عاطفه بدانیم، شعری که کلام آن از دل بر می‌آید و بر دل می‌نشیند و مخاطب با خواندن آن تمام سوز درون شاعر را در خود بازمی یابد، اخوان فرزند بی نظیر باباطاهر در این زمینه‌است.

    غلامحسین یوسفی در کتاب چشمه روشن می‌گوید مهدی اخوان ثالث در شعر زمستان احوال خود و عصر خود را از خلال اسطوره‌ای کهن و تصاویری گویا نقش کرده‌است.شعر زمستان در دی ماه ۱۳۳۴ سروده شده‌است.

    به گفته غلامحسین یوسفی، در سردی و پژمردگی و تاریکی فضای پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است که شاعر زمستان اندیشه و پویندگی را احساس می‌کند و در این میان، غم تنهایی و بیگانگی شاید بیش از هر چیز در جان او چنگ انداخته‌است.


    فروغ فرخزاد
    ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: معرفی شاعر

    فروغ فرخزاد

     آثار

     

    فروغ در آثار دیگران

    ناصر صفاریان در سال ۱۳۸۱ سه فیلم مستند با نام‌های جام جان، اوج موج و سرد سبز درباره فروغ ساخت که در آن با افراد زیادی همچون کاوه گلستان فرزند ابراهیم گلستان، بهرام بیضایی کارگردان سینما، فریدون مشیری شاعر، مادر و خواهر فروغ فرخزاد و کسان دیگری گفتگو شده‌است. همچنین در این فیلم عکس‌های منتشر نشده بسیاری از فروغ به نمایش گذاشته شده‌است.

    منابع :

     

    فروغ فرخزاد (۸ دی، ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ در سانحه تصادف) شاعر معاصر ایرانی است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.

    فروغ با مجموعه‌های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعه «تولدی دیگر» تحسین گسترده‌ای را برانگیخت، سپس مجموعه «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید.

    بعد از نیما یوشیج فروغ در کنار احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری از پیشگامان شعر معاصر فارسی است. نمونه‌های برجسته و اوج شعر نوی فارسی در آثار فروغ و شاملو پدیدار گردید.

    زندگینامه

    فروغ در ظهر ۸ دی‌ماه در خیابان معزالسلطنه کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌تبار به دنیا آمد.

    اما پوران فرخزاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پیش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقیق خواست تا این اشتباه را تصحیح کنند.

    فروغ فرزند چهارم توران وزیری تبار و سرهنگ محمد فرخزاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخزاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخزاد را نام برد.

    فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد.

    ازدواج با پرویز شاپور

    فروغ فرخزاد و همسرش پرویز شاپور که بعد از وی جدا شد

    فروغ در سالهای ۱۳۳۰ در ۱۶ سالگی با پرویز شاپور طنزپرداز ایرانی که پسرخاله مادر وی بود، ازدواج کرد. این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید. حاصل این ازدواج، پسری به نام کامیار بود.

    فروغ پیش از ازدواج با شاپور، با وی نامه‌نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت. این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی در کتابی به نام "اولین تپش های عاشقانهء قلبم" منتشر گردید.

    سفر به ایتالیا

    پس از جدایی از شاپور، فروغ فرخ‌زاد، برای گریز از هیاهوی روزمرگی، زندگی بسته و یکنواخت روابط شخصی و محفلی، به سفر رفت. او در این سیر و سفر، کوشید تا با فرهنگ غنی اروپا آشنا شود. با آنکه زندگی روزانه‌اش به سختی می‌گذشت، به تأتر و اپرا و موزه می‌رفت. وی د ر این دوره زبان ایتالیایی و همچنین فرانسه و آلمانی را آموخت. سفرهای فروغ به اروپا، آشنایی‌اش با فرهنگ هنری و ادبی اروپایی، ذهن او را باز کرد و زمینه‌ای برای دگرگونی فکری را در او فراهم کرد.آشنایی با ابراهیم گلستان و کارهای سینمایی فروغ

    آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او،

    موجب تغییر فضای اجتماعی و درنتیجه تحول فکری و ادبی در فروغ شد.

    در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب می‌کند. و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا می‌شود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می‌دهد. و چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است را در آسایشگاه جذامیان تبریز می‌سازند. و در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی چشمگیری از خود نشان می‌دهد. در زمستان همان سال خبر می‌رسد که فیلم خانه سیاه است برنده جایزه نخست جشنواره اوبر هاوزن شده و باز در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر می‌کند. سال بعد در دومین جشنواره سینمای مولف در پزارو شرکت می‌کند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می‌دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌شوند. پس از این دوره، وی مجموعه تولدی دیگر را منتشر کرد. اشعار وی در این کتاب تحسین گسترده‌ای را برانگیخت؛ پس از آن مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر نمود.

    پایان زندگی

    آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود، آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که بین سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شده‌اند. به قولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» است که پس از مرگ او منتشر شد.

    فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتوموبیل جیپ شخصی‌اش، بر اثر تصادف در جاده دروس-قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. آرزوی فروغ ار زبان خودش: « آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آن ها با مردان است» « من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان می‌برند، کاملا واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم درد‌ها و آلام آن‌ها به کار می‌برم.»


    مجموعه کامل اشعار احمد شاملو + دانلود
    ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    تذکر:

    لطفا جهت دانلود بر روی گزینه دانلود کلیک راست کرده و گزینه save page az را انتخاب کنید تا دانلود صورت گیرد

    در ضمن نظر فراموش نشود

     

     

    احمد شاملو

    ( زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران ) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی است . آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد و الف. صبح بود .

    شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو ( که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد ) روی آورد ، اما برای اولین بار درشعر « تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن » که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به‌صورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کرده‌اند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.

    شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، زاگربی، رومانیایی، فنلاندی، ترکی ترجمه شده‌است .

    احمد شاملو

     

    مجموعه ای که هم اکنون تقدیم شما می گردد ، گلچینیست استثنایی شامل کتاب های :

    « آهن‌ها و احساس – بیست و سه (۲۳) – قطع‌نامه – هوای تازه – باغِ آینه – لحظه‌ها و همیشه – آیدا در آینه – ققنوس در باران – مرثیه‌های خاک – شکفتن در مه – ابراهیم در آتش – دشنه در دیس – مدایح بی‌صله – در آستانه – حدیث بی‌قراری ماهان - آیدا ، درخت و خنجر و خاطره » ،  که از آثار همیشه جاویدان احمد شاملو هستند و تقدیم شما عزیزان می گردد . شما می توانید این مجموعه کتاب را به صورت مستقیم و رایگان دانلود نمایید .

    * توضیحات و دانلود در ادامه ی مطلب

     

    این مجموعه شامل کتاب های زیر می باشد :

    **********************************************

    • مجموعه شعر هوای تازه

    هوای تازه

    این مجموعه شامل ۸ دفتر می باشد :

    دفتر اول : بهارِخاموش – بازگشت – رانده – بیمار – شعرِگم‌شده – رنجِ دیگر – دیدارِ واپسین – شعر ناتمام

    دفتر دوم : سفر – گل‌کو – صبرِ تلخ – مه – از زخم قلب «آبائی» – بادها – غبار – انتظار – تردید – احساس -خفاش شب – مرگ نازلی – نمی‌رقصانم‌ات چون دودی آبی‌رنگ… – ساعت اعدام – شعری که زنده‌گی‌ست

    دفتر سوم : طرح – در رزم زندگی – مرد مجسمه – لعنت – دیوار ها – کبود – مرغ باران – بودن

    دفتر چهارم : شبانه – شبانه – شبانه – شبانه – شبانه – شبانه – شبانه

    دفتر پنجم : راز – باران – پریا – سرگذشت

    دفتر ششم : افق روشن – نگاه کن – عشق عمومی – به تو سلام می‌کنم – تورا دوست می‌دارم – دیگر تنها نیستم – سرچشمه – بهارِ دیگر – به تو بگویم – بدرود

    دفتر هفتم : از عموهایت – حریق سرد – شعر ناتمام – پیوند – برای شما که عشقتان زندگیست

    دفتر هشتم : ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ ﺗﺎرﻳک – ﺁواز ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﺮای ﮐﻮﭼﻪ هﺎ – ﺑﺎ ﺳﻤﺎﺟﺖ ﻳﮏ اﻟﻤﺎس – رﮐﺴﺎﻧﺎ – ﻏﺰل ﺁﺧﺮﻳﻦ اﻧﺰوا – ﻏﺰل ﺑﺰرگ – ﺣﺮف ﺁﺧﺮ – ﭼﺸﻤﺎن ﺗﺎرﻳﮏ – ﺳﺮود ﻣﺮدی ﮐﻪ – ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ راﻩ ﻣﯽ رود – از ﻣﺮز اﻧﺰوا – ﺗﻨﻬﺎ – ﭘﺸﺖ دﻳﻮار

     

    تعداد صفحات : ۲۹۷

    دانلود دانلود – ۱٫۸۴ مگابایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • بیست و سه (۲۳)

    23 احمد شاملو

    دانلود دانلود – ۱۱۶ کبلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • آهن ها و احساس

    شامل : مرغ دریا – برای خون و ماتیک – مرثیه

     

    آهن ها و احساس

    دانلود دانلود – ۱۳۳ کیلو بایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    آیدا در آینه

    شامل : آغاز – شبانه – من و تو، درخت و بارون … – من و تو … – از مرگ … – خفته‌گان – سرود آن کس که از کوچه به خانه بازمی‌گردد – تکرار – چهار سرور برای آیدا – سرود پنجم – آیدا در آینه – میعاد – جاده، آن سوی پُل

     

    آیدا در آینه

    دانلود دانلود – ۲۴۷ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • آیدا ، درخت و خنجر و خاطره!

     

    آیدا درخت و خنجر و خاطره

    دانلود دانلود – ۳۵۷ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    •باغ آینه

    شامل : خواب وجین‌گر – مثل این است … – حریق قلعه‌یی خاموش … – کلید – اتفاق – برف – شب‌ گیر – غروب «سیارود» – در دوردست … – برسنگ‌فرش – کیفر – ماهی – کاج – پُل الله‌وردی‌خان – شبانه – طرح – فقر – مرثیه برای مردگان دیگر – شبانه – باران – نیم‌شب – شبانه – زن خفته – لوح گور – باران – تاشک – معاد – بر خاک جدی ایستادم … – کوچه – دادخواست – دربسته … – از شهر سرد … – با هم‌سفر – باغِ آینه – مرثیه – نبوغ – شعار ناپلئون کبیز -قصه‌ی دخترای ننه دریا

    باغ آینه

    دانلود دانلود – ۳۸۸ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • در آستانه

    شامل : قصه مردی که لب نداشت – میلاد – طرح بارانی – طرح‌های زمستانی – ببر – گدایان بیابانی – بوسه – جوشان از خشم… – قفس قفس این قفس… – سفر شهود  – ترانه – یکی کودک بودن… – آن روی دیگرت… – نه عادلانه نه زیبا بود… – قناری گفت… – ما نیز… – بر کدام جنازه زار می‌زند…؟ – خاطره – آن روز در این وادی… – خلاصه‌ی احوال – در آستانه – طبیعت بی‌جان – درپیچیده به خویش… – حجم قیرین نه‌درکجائی… – ظلمات مطلق نابینایی – هاسمیک – حکایت

    در آستانه

    دانلود دانلود – ۲۲۴ کبلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • دشنه در دیس

    شامل : پریدن – ترانه‌ی بزرگ ترین آرزو – شبانه – باران – از منظر – ترانه آبی – سپ‍یده دم – سمیرمی – شکاف -خطابه‌ی تدفین – هنوز در فکر آن کلاغم – زبان دیگر – شبانه – فراقی – گفتی که باد مرده ست … – در شب – شبانه – ضیافت

    دشنه در دیس

    دانلود دانلود – ۲۲۳ کبلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • ابراهیم در آتش

    شامل : میلاد آن که عاشقانه بر خاک مرد – مجال – اشاراتی – در آمیختن – محاق – از این گونه مردن … – بر سرمای درون – واپسین تیر ترکش آن چنان که می گویند – ترانه تاریک – غریبانه – سرود ابراهیم در آتش – تعویذ – شبانه – شبانه – تابستان – شبانه – در میدان – برخاستن – نشانه – شبانه – شبانه

    ابراهیم در آنش

    دانلود دانلود – ۱۸۴ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • قطع نامه

    شامل : تا شکوفه‌ی سُرخ یک پیراهن – قصیده برای انسان ماه بهمن – سرود مردی که خودش را کُشته است – سرود بزرگ – و …

    قطع نامه

    دانلود دانلود – ۲۱۳ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • ققنوس در باران

    شامل : مجله‌ی کوچک – چشم اندازی دیگری – Postumus – پاییز – و …

    ققنوس در باران

    دانلود دانلود – ۲۱۷ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • حدیث بی قراری ماهان

    شامل : سراسر  روز – نوروز در زمستان – می‌دانستند دندان برای… – از خود با خویش – آشتی – غرش خام تندرهای پوده… – زنان و مردان سوزان… – ما فریاد می‌زدیم… – The Day After – سرود ششم – شب‌ بیداران – شبانه – شرقاشرق شادیانه… – نگران، آن دو چشمان است… – با تخلص خونین بامداد – چاه  شغاد را ماننده… – چون فوران فحل‌ مست آتش… – نخستین که در جهان دیدم… – نخستین از غلظه‌ی پنیرک… – کژمژ و بی انتها…

    حدیث بی قراری ماهان

    دانلود دانلود – ۱۹۲ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • لحظه ها و همیشه

    شامل : سرود – میلاد – گریزان – پایتخت عطش – دو (۲) – میان ماندن و رفتن … – سخنی نیست… – حماسه ! – ره ‌گذران – کوه ‌ها – انگیزه ‌های خاموشی – غزل ناتمام … – شبانه – شبانه – من مرگ را … – وصل – شبانه

    لحظه ها و همیشه

    دانلود دانلود – ۲۱۸ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • مدایح بی صله

    شامل : پاییز  سن‌هوزه – شیهه و سم‌ضربه… – چشم‌های دیوار… – توازی‌ رد ممتد … – تک‌تک ناگزیر را برمشمار… – ای کاش آب بودم… – حوای دیگر – پرتوی که می‌تابد از کجاست؟… – یک مایه در دو مقام – نلسن مانده‌لا – سرود آواره‌گان – دوست‌ات می‌دارم بی … – شبانه – ترانه‌ی  اندوه‌بارِ سه حماسه – سرود قدیمی قحط‌سالی – در کوچه‌ی آشتی‌کنان – ترجمان فاجعه – شب غوک – جانی پراز زخم … – مرد مصلوب… – تنها اگر دمی… – بِسوده‌ترین کلام است دوست‌داشتن… – ترانه‌ی اشک و آفتاب – بوتیمار – کجا بود آن جهان … – کویری – سپیده‌دم – کریه اکنون … – با «برونی‌یفسکی» – غم‌ام مدد نکرد – بهتان – مگوی – این صدا – شبانه – پس آن‌گاه زمین… – سلاخی می گریست … – همیشه همان… – دست زی دست نمی‌رسد – تو باعث شده‌ای … – جخ امروز از مادر نزاده‌ام… – سحر به بانگ زحمت وجنون – اندیشیدن … – در جدال با خاموشی – نمی خواستم … – نمی‌توانم زیبا نباشم – جهان را که آفرید – پیغام – من هم‌دست توده‌ام – خواب آلوده هنوز … – میان کتاب‌ها گشتم – و چون نوبت ملاحان…

    مدایح بی صله

    دانلود دانلود – ۲۴۱ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    •مرثیه های خاک

    شامل : شعرءرهایی ست – مرثیه – شبانه – با چشم‌ها – شام‌گاهی – هملت – و حسرتی – تمثیل – حکایت – در آستانه

    مرثیه های خاک

    دانلود دانلود – ۱۹۲ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    •شکفتن در مه

    شامل : پدران و فرزندان – سرود برای مرد روشن که به سایه رفت – فصل دیگر – رستگاران – صبوحی – عقوبت – که زندان مرا بارو مباد – نامه

    شکفتن در مه

    دانلود دانلود – ۱۶۹ کیلوبایت

    *:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:*:

    • ترانه‌های کوچک غربت

    - شامل : بچه های اعماق – مترسک – هجرانی – هجرانی – هجرانی – هجرانی – هجرانی – ترانه‌ی کوچک – آخر بازی – هجرانی – صبح – در این بن بست – عاشقانه – ترانه‌ی هم‌سفران – خطابه‌ی آسان ، در امید – شبانه – رستاخیز – در لحظه – عاشقانه – شبانه

    ترانه‌های کوچک غربت

    دانلود دانلود – ۱۸۶ کیلوبایت

     

    منبع :   www.txt.ir


    احمد شاملو ... شاعر آزادی
    ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: معرفی شاعر

    .

    احمد شاملو

    (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، ادیب، مترجم ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد بود.

    شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد،اما برای اولین بار درشعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به‌صورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کرده‌اند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.

    شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی و ترکی ترجمه شده‌است.

    .

    تولد و سال‌های پیش از جوانی

    احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفتهٔ احمد شاملو در شعر من بامدادم سرانجام از مجموعهٔ مدایح بی‌صله به اهالی کابل برمی‌گشت. مادرش کوکب عراقی شاملو، و از قفقازیهایی بود که انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، خانواده‌اش را به ایران کوچانده‌بود. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شده‌است و محل تولد در شناسنامه، رشت نوشته شده‌است.) دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد گذراند و از همان دوران اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عامه کرد.

    دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایران‌شهر تهران خواند و به شوق آموختن دستور زبان آلمانی در سال اول دبیرستان صنعتی ثبت‌نام کرد.

    دوران فعالیت سیاسی و زندان

    در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندرمری به گرگان و ترکمن‌صحرا فرستاده شد. او هم‌راه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در آن هنگام در فعالیت‌های سیاسی شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر شد و به زندان شوروی در رشت منتقل گردید. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و جبهه دموکرات آذربایجان به هم‌راه پدرش دستگیر شد و دو ساعت جلوی جوخه آتش قرار گرفت تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت و برای همیشه ترک تحصیل کرد.

    ازدواج اول و چاپ نخستین مجموعهٔ شعر

    شاملو در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرف‌الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. در همین سال اولین مجموعه اشعار او با نام آهنگ‌های فراموش شده به چاپ رسید و هم‌زمان کار در نشریاتی مثل هفته نو را آغاز کرد.

    در سال ۱۳۳۰ او شعر بلند «۲۳» و مجموعه اشعار قطع نامه را به چاپ رساند. در سال ۱۳۳۱ به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده داشت.

    دستگیری و زندان

    در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود و با یورش ماموران به خانه او ترجمهٔ طلا در لجن اثر ژیگموند موریس و بخش عمدهٔ کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و تمام یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه‌ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. او موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانهٔ روزنامه اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان علاوه بر شعر به نوشتن دستور زبان فارسی می‌پردازد و قصهٔ بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود. و در ۱۳۳۴ پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد می‌شود.

    ازدواج دوم و تثبیت جایگاه شعری

    در ۱۳۳۶ با طوسی حائری ازدواج می‌کند (دومین ازدواج او نیز مانند ازدواج اول مدت کوتاهی دوام می‌آورد و چهار سال بعد در ۱۳۴۰ از همسر دوم خود نیز جدا می‌شود.) در این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌کند. این مجموعه حاوی سبک نویی است. در سال ۱۳۳۹ مجموعه شعر باغ آینه منتشر می‌شود. معروف‌ترین ترانه‌های عامیانه معاصر هم‌چون پریا و دخترای ننه دریا در این دو مجموعه منتشر شده‌است. در سال ۱۳۳۶ به کار روی اشعار ابوسعید ابوالخیر، خیام و باباطاهر روی می‌آورد. پدرش نیز در همین سال فوت می‌کند. در سال ۱۳۴۰ هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جملهٔ برگه‌های تحقیقاتی کتاب کوچه را رها می‌کند.

    فعالیت‌های سینمایی و تهیه نوار صوتی

    در سال ۱۳۳۸ شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه قصه خروس زری پیرهن پری برای کودکان دست می‌زند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز می‌پردازد. این آغاز فعالیت سینمایی جنجال‌آفرین احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلمنامه و دیالوگ‌نویسی فعال است. در سال‌های پس از آن و به‌ویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانسته‌اند. خود او می‌گفت: «شما را به خدا اسم‌شان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است را به این تعبیر می‌دانند که فعالیت‌های سینمایی او صرفاً برای امرار معاش بوده‌است.

    شاملو در این باره می‌گوید: «کارنامهٔ سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!» برخی فیلمنامه فیلم «گنج قارون» را که در سال‌های میانی دهه ۴۰ سینما را از ورشکستگی نجات داد منتسب به شاملو می‌دانند. استفادهٔ فراوان از امکانات زبان محاوره در گفت‌گوهای گنج قارون می‌تواند دلیلی بر این مدعا باشد.در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تأسیس می‌کند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار می‌شود.

    آشنایی و ازدواج با آیدا سرکیسیان

    آیدا سرکیسیان یا آیدا شاملو با نام واقعی ریتا آتانث سرکیسیان آخرین همسر احمد شاملو است و در شعرهای شاملو، به ویژه در دو دفتر آیدا، درخت و خنجر و خاطره و آیدا در آینه به عنوان معشوقهٔ شاعر، جلوه‌ای خاص دارد. شاملو درباره تأثیر فراوان آیدا در زندگی خود به مجله فردوسی گفت: «هر چه می‌نویسم به خاطر اوست و به خاطر او... من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده‌بودم پیدا کردم».

    شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان آشنا می‌شود. این آشنایی تأثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب می‌شود. در این سال‌ها شاملو در توفق کامل آفرینش هنری به سر می‌برد و بعد از این آشنایی دوره جدیدی از فعالیت‌های ادبی او آغاز می‌شود.

    آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج می‌کنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می‌گزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی می‌کند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نام‌های آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه را منتشر می‌کند و سال بعد نیز مجموعه‌یی به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون می‌آید و در ضمن برای بار سوم کار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه آغاز می‌شود.

    آیدا شاملو در برخی کارهای احمد شاملو مانند مجموعه کتاب کوچه با او همکاری داشت و سرپرست این مجموعه بعد از وی می‌باشد.

    در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در می‌آید. در سال ۱۳۴۷ او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز می‌کند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید.

    در اسفند ۱۳۵۰ شاملو مادر خود را نیز از دست می‌دهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.

    سفرهای خارجی

    شاملو در دهه ۱۳۵۰ نیز به فعالیت‌های گسترده شعر، نویسندگی، روزنامه نگاری (از جمله همکاری با کیهان فرهنگی و آیندگان)، ترجمه، سینمایی (از جمله تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر) و شعرخوانی خود (از جمله در انجمن فرهنگی کوته و انجمن ایران و آمریکا) ادامه می‌دهد. در ضمن سه ترم به تدریس مطالعه آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی مشغول می‌شود. در ۱۳۵۱ به علت معالجه آرتروز شدید گردن به پاریس سفر می‌کند تا زیر عمل جراحی گردن قرار گیرد. سال بعد، ۱۳۵۲، مجموعه اشعار ابراهیم در آتش را به چاپ می‌رساند. در ۱۳۵۴ دانشگاه رم از او دعوت می‌کند تا در کنگره نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو عازم ایتالیا می‌شود. در همین سال دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه را می‌پذیرد و به مدت دو سال به این کار اشتغال دارد.

    در ۱۳۵۵ انجمن قلم و دانشگاه پرینستون از او برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت می‌کنند و از همین رو عازم ایالات متحده آمریکا می‌شود. در این سفر او به سخنرانی و شعرخوانی در بوستون و دانشگاه برکلی می‌پردازد و پیشنهاد دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک برای تدوین کتاب کوچه را نمی‌پذیرد. در ضمن با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی از نزدیک دیدار می‌کند. این سفر سه ماه به طول می‌کشد و شاملو سپس به ایران باز می‌گردد.

    هنوز چند ماه نگذشته که او دوباره به عنوان اعتراض به سیاست‌های دولت ایران، کشور را ترک می‌کند و به آمریکا سفر می‌کند و یک سالی در آنجا زندگی می‌کند و در این مدت در دانشگاه‌های مختلفی سخنرانی می‌کند. در ۱۳۵۷ او از آمریکا به بریتانیا می‌رود و در آنجا مدتی سردبیری هفته‌نامه «ایرانشهر» در لندن را به عهده می‌گیرد.

    انقلاب و بازگشت به ایران

    با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز می‌گردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر می‌کند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در می‌آید و به کار در مجلات و روزنامه‌های مختلف می‌پردازد. او در ۱۳۵۸ سردبیری هفته‌نامه کتاب جمعه را به عهده می‌گیرد. این هفته‌نامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف می‌شود.

    شاملو در این سال‌ها مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود می‌خواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران منتشر می‌کند. از جمله اشعار این مجموعه مرگ وارطان است که شاملو اشاره می‌کند تنها برای فرار از اداره سانسور مرگ نازلی نام گرفته بوده‌است و در واقع برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز مسیحی ایرانی به نقل قول از مادرش در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بوده‌است.

    از ۱۳۶۲ با بسته‌تر شدن فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف می‌شود. هر چند خود شاملو متوقف نمی‌شود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه می‌دهد در این سال‌ها به‌ویژه روی کتاب کوچه با همکاری همسرش آیدا مستمر کار می‌کند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پی‌می‌گیرد. تا آن که ده سال بعد ۱۳۷۲ با کمی‌بازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می‌گیرد.

    ۱۳۶۷ به آلمان سفر می‌کند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بین‌المللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور در این کنگره شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند از جمله عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی. عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» بود. در ادامه این سفر دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه یوته‌بوری به سوئد و ضمن اجرای شب شعر با هیئت رئیسهٔ انجمن قلم سوئد نیز ملاقات می‌کند.

    ۱۳۶۹ برای شرکت در سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانی‌های من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گسترده ای در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانی شاملو نوشته شد. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علی‌عسکرزاده ریاضی‌دان شهیر ایرانی داشت.

    سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت.

    سرانجام

    نمایی از محل سکونت احمد شاملو و آیدا سرکیسیان ۱۳۷۸

    سال‌های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره می‌گویید: «راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه ایاز می‌خورد و نانم در این سفره‌است.» از سوی دیگر اجازه هیچ‌گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی‌شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال‌ها در توقیف مانده بودند. بیماری او نیز به شدت آزارش می‌داد و با شدت گرفتن بیماری مرض قندش، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایران‌مهر پای راست او را از زانو قطع کردند روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سال‌ها کار ترجمه و به‌خصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گه‌گاه از او شعر یا مقاله‌ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می‌شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوهٔ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شده‌اش را با این شیوه منتشر کرد.

    سرانجام احمد شاملو در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ درگذشت. پیکر او در روز پنج شنبه ۶ مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور ده‌ها هزار نفر از علاقه مندان وی تشییع شد.ودرامامزاده طاهر کرج به خاک سپرده گردید. انجمن قلم سوئد، انجمن قلم آلمان، چند انجمن داخلی و برخی محافل سیاسی پیام‌های تسلیتی به مناسبت درگذشت وی در این مراسم ارسال داشتند.

    نظرات و اعتراض‌ها

    نظرات شاملو درباره حافظ


    شاملو دست به تصحیح دیوان حافظ زد و کتاب خود را با عنوان حافظ شیراز منتشر کرد. امروز این کتاب در نزد خوانندگان به حافظ شاملو مشهور است. در مقدمه این کتاب، شاملو روش تصحیح و اصول کار خود را بیان کرده‌است، به مشکلات و تحریف‌های موجود در دیوان حافظ اشاره کرده و در اینکه حافظ یک عارف مسلک بوده شک کرده و جایی می‌نویسد شاید رندی یک لاقبا و ملحد بوده‌است.

    قابل ذکر است که این نظر هم با نظریات دینداران، و هم کسانی که از زاویهٔ غیر دینی به غزلیات حافظ نگریسته‌اند، تناقض دارد. به طور مثال، حتی داریوش آشوری نیز در کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ»، حافظ را یک عارف می‌داند.

    تصحیح شاملو از دیوان حافظ مورد نقد بسیاری از حافظ پژوهان، از جمله بهاءالدین خرمشاهی قرار گرفته‌است.


    مرتضی مطهری در کتابی با عنوان تماشاگه راز ادعای شاملو بر تحریف دیوان حافظ و دست بردن در ترتیب ابیات را، بدون اینکه نامی از شاملو ببرد، مردود دانسته‌است. مقدمهٔ حافظ شیراز شاملو پس از انقلاب در ایران اجازه چاپ نیافت و این کتاب بدون مقدمه منتشر گردید.

    وی در سال ۱۳۵۰، در کنگرهٔ جهانی حافظ و سعدی در شیراز، گفت و گویی بحث برانگیز با روزنامه کیهان داشت.

    نظرات شاملو درباره فردوسی و تاریخ ایران

    در سال ۱۳۶۹ به دعوت «مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران» ـ سیرا (CIRA) ـ جلساتی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا برگزار شد که هدف آن، بررسی هنر و ادبیات و شعر معاصر فارسی بود. سخنران یکی از این جلسات احمد شاملو بود، که وی با ایراد سخنانی پیرامون شاهنامه به مباحث زیادی دامن زد. شاملو این سخنرانی را در نقد روش روشنفکری ایرانی و مسوولیت‌های آن ایراد کرده و با طرح سوالی فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح و آینده ایران فرا خواند.

    اظهار نظر شاملو درباره تاریخ ایران پیشاپیش در کتاب جمعه، در پانویس نوشتاری که قدسی قاضی‌نور درخصوص حذف مطالبی از کتاب‌های درسی پس از انقلاب به رشته تحریر درآورده بود، به چاپ رسیده بود ولی واکنش نسبت به آنها، بعد از سخنرانی در دانشگاه برکلی نمایان شد.

    برخی از معاصران در دوران حیات شاملو او را علناً و مستقیماً دربارهٔ نظراتی که در دانشگاه برکلی در مورد فردوسی و تاریخ ایران بیان کرده بود، مورد انتقاد قرار دادند. فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث از این دست بودند.

    کتابشناسی

    تمام مطالب این بخش با توجه به اطلاعات ارائه شده در کتاب‌شناسی احمد شاملو تهیه شده‌است. این کتاب‌شناسی در منابع مختلف از جمله احمد شاملو شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها، شناخت‌نامهٔ، در بارهٔ هنر و ادبیات منتشر شده‌است. هر جا از منبع دیگری استفاده شده باشد در پانویس ذکر شده‌است.

    دفترهای شعر

    برای نوشتن این بخش علاوه بر منابع یاد شده در بخش کتاب‌شناسی، از احمد شاملو مجموعهٔ آثار دفترِ یکم:شعرهانیز استفاده شده‌است. تاریخ‌ها به‌جز مورد اول مربوط به زمان سرودن شعرهای موجود در دفتر شعر مربوطه‌است. مورد اول سال انتشار است.

     

    شعر (ترجمه)

  • غزل غزل‌های سلیمان ۱۳۴۷
  • هم‌چون کوچه‌یی بی‌انتها ۱۳۵۲
  • هایکو، شعر ژاپنی با ع. پاشایی، ۱۳۶۱
  • سیاه همچون اعماقِ آفریقای خودم، (کتاب و نوار صوتی) ترجمه و اجرای اشعاری از لنگستون هیوز، نشر ابتکار ۱۳۶۲، ترجمه چند شعر دیگر از هیوز در ۱۳۷۰ با حسن قباد
  • ترانه‌های میهن تلخ، اشعار یانیس ریتسوس، (کتاب و نوار صوتی)، موسیقی میکیس تئودوراکیس، نشر ابتکار ۱۳۶۰
  • ترانهٔ شرقی و اشعار دیگر، اشعار فدریکو گارسیا لورکا، (کتاب و نوار صوتی)، موسیقی گیتار آتا هوآلپا یوپانکویی. نشر ابتکار ۱۳۵۹
  • سکوت سرشار از ناگفته‌هاست، (کتاب و نوار صوتی) ترجمهٔ آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل، با محمد زرین‌بال موسیقی بابک بیات، نشر ابتکار ۱۳۶۵
  • چیدن سپیده دم، (کتاب و نوار صوتی) ترجمهٔ آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل، با محمد زرین‌بال موسیقی بابک بیات، نشر ابتکار ۱۳۶۵
  •  

    داستان و رمان و فیلم‌نامه

    • داستان زنِ پشتِ درِ مفرغی ۱۳۲۹
    • زیر خیمهٔ گر گرفته شب ۱۳۳۴
    • درها و دیوار بزرگ چین ۱۳۵۲
    • میراث ۱۳۶۵
    • روزنامهٔ سفر میمنت اثر ایالات متفرقهٔ امریق (اوکلند کالیفرنیا)، منتشر نشده‌است رمان و داستان(ترجمه)

    متن‌های کهن فارسی

     

    شعر و قصه برای کودکان

    • قصهٔ خروس زری پیرهن پری و یل و اژدها بر اساس قصه‌های لئو تولستوی با نقاشی‌های فرشید مثقالی به صورت کتاب و نوار صوتی برای کودکان
    • قصهٔ هفت کلاغون، با نقاشی‌های ضیاالدین جاوید، ۱۳۴۷
    • پریا با نقاشی ژاله پورهنگ ۱۳۴۷، به صورت نوار صوتی با صدای شاعر به نام قاصدک ۱۳۵۸
    • ملکهٔ سایه‌ها (بر اساس قصه‌ای ارمنی) با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۴۸
    • چی شد که دوستم داشتن؟ اثر ساموئل مارشاک با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۴۸
    • دخترای ننه دریا با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۵۷
    • دروازه بخت با نقاشی ابراهیم حقیقی ۱۳۵۷
    • بارون با نقاشی ابراهیم حقیقی ۱۳۵۷
    • یل و اژدها بر اساس قصه ای از آنگل کرالی یی‌چف، با نقاشی اصغر قره‌باغی به ضمیمه نوار صوتی ۱۳۶۰

     

    سردبیری نشریه‌ها

     

    هفته‌نامهٔ خوشه، شماره ۲۲ مرداد ۱۳۴۶(در سال ۱۳۴۸ با اخطار رسمی ساواک تعطیل شد.)

     

    • هفته‌نامهٔ سخن‌نو (پنج شماره) ۱۳۲۷
    • هفته‌نامهٔ روزنه (هفت شماره) ۱۳۲۹
    • سردبیر چپ (در مقابل سردبیر راست) مجلهٔ خواندنی‌ها ۱۳۳۰
    • هفته‌نامهٔ آتشبار، به مدیریت ابوالقاسم انجوی شیرازی ۱۳۳۱
    • مجلهٔ آشنا ۱۳۳۶
    • اطلاعات ماهانه، دورهٔ یازدهم ۱۳۳۷
    • مجلهٔ فردوسی ۱۳۳۹
    • کتاب هفته(۲۴ شمارهٔ اول) ۱۳۴۰
    • هفته‌نامهٔ ادبی و هنری بارو، که بعد از سه شماره با اولتیماتوم وزیر اطلاعاتِ وقت تعطیل می‌شود. ۱۳۴۵
    • قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامهٔ خوشه، ۱۳۴۶(در سال ۱۳۴۸ با اخطار رسمی ساواک تعطیل شد.)
    • همکاری با روزنامه‌های کیهان فرهنگی و آیندگان ۱۳۵۱
    • انتشار ۱۲ شماره هفته‌نامهٔ ایرانشهر در لندن(شهریور ۵۷). دی‌ماه ۵۷ استعفا می‌دهد. (به علت اختلاف‌هایی با مدیر هفته‌نامه).
    • سردبیر هفنه‌نامهٔ کتاب جمعه (بعد از ۳۶ شماره به اجبار تعطیل می‌شود).

     

    مجموعهٔ کتاب کوچه

    مجموعه‌ٔ کتاب کوچه واژه‌نامه‌ای است از ضرب‌المثل‌ها، تکیه‌کلام‌ها، خرافه‌ها و اصطلاحات زبان عامیانه‌ٔ مردم ایران. از سال ۱۳۶۰ به بعد با همکاری آیدا شاملو تدوین شد و پس از درگذشت شاملو کار بر روی این کتاب توسط آیدا ادامه دارد. چاپ مجلدات این مجموعه هنوز به پایان نرسیده‌است

    سخنرانی‌ و شعرخوانی

    • ۱۳۴۶ شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجویان
    • ۱۳۴۶ سخنرانی در دانشگاه شیراز
    • ۱۳۵۱ (۲۶ مهرماه) شب شعر در انجمن فرهنگی گوته
    • ۱۳۵۱ (اول آبان) شب شعر در انجمن ایران و آمریکا
    • ۱۳۵۴ شرکت در کنگره‌ٔ نظامی‌گنجوی به دعوت دانشگاه رم
    • ۱۳۵۵سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاه‌های MIT بوستون ، UC برکلی
    • ۱۳۵۵ میهمان مدعو فستیوال جهانی شعر در سانفرانسیسکو و آستینِ تگزاس، شب شعر به دعوت دانشجویان ایرانی فیلادلفیا و نیویورک
    • ۱۳۵۵ شب شعر در انستیتو گوته
    • ۱۳۶۷ سخنرانی تحت عنوان من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن! در دومین کنگره‌ٔ بین‌المللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور
    • ۱۳۶۷ شب شعر در کُل‌لوکیومِ ادبی برلین
    • ۱۳۶۷ سفر به اتریش به دعوت دانشگاه اقتصاد وین و یورو آفریک اینستیتو، برای شب شعر و سخنرانی.
    • ۱۳۶۷ شب شعر در شهر دانشگاهی گیسن آلمان.
    • ۱۳۶۷ سفر به سوئد به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه Göteborg (گوتنبرگ)؛ شب شعر در Folket hus «خانهٔ مردم» استکهلم
    • ۱۳۶۹ میهمان مدعو سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی؛ سخنرانی‌های نگرانی‌های من و مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ، دو شب شعر در UC برکلی
    • ۱۳۶۹ شب شعر دانشگاه UCLA لوس‌آنجلس، در رویس هال
    • ۱۳۶۹ شب شعر و سخنرانی در دانشگاه‌های شیکاگو، آن اربر میشیگان، کلمبیا، واشنگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستین
    • ۱۳۶۹ سه شب شعر در بوستون و UC برکلی به نفع زلزله زدگان ایران
    • ۱۳۶۹ شب شعر در مدرسهٔ ارامنه‌ٔ بوستون
    • ۱۳۶۹ شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در UC برکلی و UCSC لوس‌آنجلس به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (آمریکا)
    • ۱۳۶۹ شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در دانشگاه وین (اتریش) به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (اروپا)
    • ۱۳۷۳ شب شعر در Göteborg، سوئد
    • ۱۳۷۳ دو شب شعر در Åsa gymnasium استکهلم

    سایر آثار و فعالیت‌ها

    • ۱۳۴۵ تهیهٔ برنامه‌ٔ کودکان برای تلویزیون به اسم قصه‌های مادربزرگ
    • ۱۳۴۹ کارگردانی چند فیلم فولکلوریک برای تلویزیون: پاوه، شهری از سنگ و آناقلیچ داماد می‌شود
    • ۱۳۵۰ نمایشنامهٔ آنتیگون (ناتمام)
    • ۱۳۵۲ نوشتن مقدمه بر نمایشگاه نقاشی گیتی نوین زیر عنوان "پوستموس : سیری در فضاهای شعری احمد شاملو"
    • ۱۳۵۱ اجرای برنامه‌های رادیویی برای کودکان و جوانان
    • ۱۳۵۷ از مهتابی به کوچه (مجموعهٔ مقالات).
    • محمدعلی، محمد. «گفت‌وگو با احمد شاملو». گفت‌وگو با احمدشاملو، محمود دولت‌آبادی، مهدی اخوان ثالث. تهران: نشر نقره، ۱۳۷۲، ۸۰-۹.
    • در بارهٔ هنر و ادبیات دیگاه‌های تازه، گفت‌وشنودی با احمد شاملو. حریری، ناصر. چاپ سوم، تهران: نشر اویشن و نشر گوهرزاد، ۱۳۷۲.
    • شب‌های شعر خوشه. شاملو، احمد. تهران: انتشارات گل‌پونه، ۱۳۷۷، ۴ـ۰۴ـ۶۶۶۳ـ۹۶۴ ISBN.

    آثار درباره شاملو

     

  • شعر زمان ما، محمد حقوقی، انتشارات نگاه
  • شناخت‌نامهٔ احمد شاملو، جواد مجابی، تهران:قطره ۱۳۷۷ ۵-۸۶-۵۹۵۸-۹۶۴ ISBN
  • ادیسهٔ بامداد / دربارهٔ احمد شاملو / پرهام شهرجردی / انتشارات کاروان
  • از اندیشه تا شعر - مشکل شاملو در شعر، محمود نیکبخت
  • امیرزاده کاشی‌ها احمد شاملو، نوشته دکتر پروین سلاجقه
  • از رودکی تا شاملو، انتشارات آوای دانش
  • بامداد همیشه، یادنامه احمد شاملو
  • دستان سخنگوی شاملو نوشته پوران فرخزاد
  • احمد شاملو از زخم قلب... گزیده شعرها و خوانش شعر، ع. پاشایی، تهران:نشر چشمه، ۱۳۷۳.
  • بامداد همیشه (یادنامهٔ احمد شاملو). سرکیسیان، آیدا. تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۱.|شابک= ۵ـ۱۲۳ـ۳۵۱ـ۹۶۴ ISBN
  • احمد شاملو شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها. صاحب اختیاری، بهروز، باقرزاده حمیدرضا. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۸۱.|شابک=۹۶۴-۶۹۷۴-۴۰-۶ ISBN
  • اخوان اخوان لنگرودی، مهدی. یک هفته با شاملو. تهران: انتشارات مروارید، ۱۳۷۲.
  • آزاد، پیمان. در حسرت پرواز:حکایت نفس در شعر شاملو و سپهری. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۷۴.|شابک= ۳ـ۵۱ـ۵۵۲۱ـ۹۶۴ ISBN
  • ع. پاشایی. انگشت و ماه. تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۷۷.|شابک= ۱ـ۰۴ـ۶۷۳۹ـ۹۶۴ ISBN
  • پورنامداریان، تقی. تاملی در شعر احمد شاملو. تهران: انتشارات آبان، ۲۵۳۷.|شابک= ۱ـ۰۴ـ۶۷۳۹ـ۹۶۴ ISBN 
  • معشوق بی صدا _ رویکردی جامعه شناختی بر عاشقانه‌های احمد شاملو _ [منصوره اشرافی]_ نشر مینا _ تهران۱۳۸۶
  • مقالات و ویژه‌نامه‌ها

    • ماهنامهٔ اندیشه و هنر ویژهٔ ا.بامداد به سردبیری و مدیریت دکتر ناصر وثوقی. ۱۳۴۳
    • مجلهٔ زمانه شمارهٔ اول به شاملو اختصاص دارد. (در سن هوزه، کالیفرنیا). ۱۳۷۰
    • دفتر هنر، ویژهٔ احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۸، مهرماه. در آمریکا. صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور، در .USA، NJ، ۱۳۷۶
    • دفتر هنر، ویژهٔ تقی مدرسی و احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۹، اسفند . ۱۳۷۶. در آمریکا . صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور. در USA، NJ
    • پایاب، دو ماهنامهٔ فرهنگ، هنر، ادبیات، شماره ۳ آبان ۱۳۷۹ ویژه احمد شاملو

     

    تصویری

    • فیلم Ahmad Shamlou: Master Poet of Liberty ساخته مسلم منصوری (۱۹۹۹)
    • احمد شاملو به روایت تصویر، کارگردان رضا علیپور متعلم، تصویر دنیای هنر

    ترجمه آثار به زبان‌های دیگر

    تصویر روی جلد سرودهای در عشق و امید، فرانسه

     

    • ۱۳۶۶ ترجمهٔ ژاپنی ابراهیم در آتش به ترجمه‌ٔ شوکو یاناگا در مجله‌ٔ (توکیو، موسسهٔ مطالعهٔ زبان‌ها و فرهنگ‌های آسیا وILCAA آفریقا).
    • ۱۳۷۱ منتخبی از ۴۲ شعر به زبان ارمنی با نام من دردِ مشترکم در ایروان با ترجمه‌ٔ نُروان. ناشر: کانون فیلم ارمنستان.
    • ۱۳۷۱ منتخبی از ۱۹ شعر به زبان سوئدی و فارسی با نام عشق عمومی‌Allom Fattande Karlik در استکهلم سوئد به ترجمه‌ٔ آذر محلوجیان. Azar Mahloujian ناشرانتشارات آرش.
    • ۱۳۷۱ منتخبی از ۱۹ شعر به زبان فرانسه و فارسی با نام سرودهای در عشق و امید Hymnes damour et despoir فرانسه به ترجمه‌ٔ پرویز خضرایی: Ahmad Shamlou Version Francaise, Parviz Khazrai ناشر .Orphe La Diffrence
    • ۱۳۷۱ منتخبی از ۶ شعر به زبان اسپانیایی با نام (Aurora) بامداد در مادرید، به ترجمه‌ٔ کلارا خانِس Clara Janes شاعر اسپانیایی.
    • ۱۳۷۷ منتخبی از ۲۸ شعر به سوئدی: Baran Forlag Stockjolm, Dikter om Natten (شعرهای شبانه) ترجمهٔ سعید مقدم و جان کرلسون Orers: Janne Carlsson & Said Moghadam
    • ۱۳۷۸ منتخبی از ۳۲ شعر شاملو به سوئدی borlom karleken در ۸۵ صفحه Baran Forlag Stockholm ۱۹۹۹ i tolking av: Janne Carlsson & Said Moghadam
    • ۱۳۷۸ منتخبی از ۲۷ شعر به سوئدی ترجمهٔ آذر محلوجیان OM jag vore vatten Azar Mahloujian
    • ۱۳۷۹ منتخبی از اشعار Nima Yushij , Sohrab Sepehri , Ahmad Shamlu به زبان اسپانیایی

    Tres poetas persas contemporaneo ناشر Icaria Poesia Traduccion de Clara Janes , Sahan y Ahmad Taheri . ۲۰۰۰edicion ,abril

     

    جوایز

  • ۱۳۵۱ جایزه‌ٔ فروغ فرخزاد
  • ۱۳۶۹ دریافت جایزه‌ٔ Free Expression سازمان حقوق بشر نیویورک Human Rights Watch
  • ۱۳۷۸ جایزه‌ٔ استیگ داگرمن Stig Dagerman، آذر محلوجیان جایزه را به نمایندگی دریافت کرد.
  • ۱۳۷۹ جایزه‌ٔ واژه آزاد (هلند)

  • رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری
    ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: شعر

    .

    1
    برخیز و بیا بتا برای دل ما
    حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
    یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
    زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما


    2

    چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
    حالی خوش کن تو این دل شیدا را
    می نوش بماهتاب ای ماه که ماه
    بسیار بتابد و نیابد ما را

    3
    قرآن که مهین کلام خوانند آن را
    گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
    بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
    کاندر همه جا مدام خوانند آن را
     

    4
    گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
    بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
    تو غره بدان مشو که می می نخوری
    صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا

    5
    هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
    چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
    معلوم نشد که در طربخانه خاک
    نقاش ازل بهر چه آراست مرا

    6
    مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
    جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
    فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
    آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب


    7
    آن قصر که جمشید در او جام گرفت
    آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت
    بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
    دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

    8
    ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
    بی باده ارغوان نمیباید زیست
    این سبزه که امروز تماشاگه ماست
    تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست

    9
    اکنون که گل سعادتت پربار است
    دست تو ز جام می چرا بیکار است
    می‌خور که زمانه دشمنی غدار است
    دریافتن روز چنین دشوار است

    10
    امروز ترا دسترس فردا نیست
    و اندیشه فردات بجز سودا نیست
    ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
    کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

    11
    ای آمده از عالم روحانی تفت
    حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
    می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای
    خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت


    12
    ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
    بیدادگری شیوه دیرینه تست
    ای خاک اگر سینه تو بشکافند
    بس گوهر قیمتی که در سینه تست


    13
    ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت
    ناگه برود ز تن روان پاکت
    بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
    زان پیش که سبزه بردمد از خاکت

    14
    این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
    کس نیست که این گوهر تحقیق نسفت
    هر کس سخنی از سر سودا گفتند
    ز آنروی که هست کس نمیداند گفت

    15
    این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
    در بند سر زلف نگاری بوده‌ست
    این دسته که بر گردن او می‌بینی
    دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست


    16
    این کوزه که آبخواره مزدوری است
    از دیده شاهست و دل دستوری است
    هر کاسه می که بر کف مخموری است
    از عارض مستی و لب مستوری است


    17
    این کهنه رباط را که عالم نام است
    و آرامگه ابلق صبح و شام است
    بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است
    قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است


    18
    این یکد و سه روز نوبت عمر گذشت
    چون آب بجویبار و چون باد بدشت
    هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
    روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت


    19
    بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
    در صحن چمن روی دلفروز خوش است
    از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
    خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است


    20
    پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
    گردنده فلک نیز به کاری بوده است
    هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین
    آن مردمک چشم‌نگاری بوده است


    21
    تا چند زنم بروی دریاها خشت
    بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت
    خیام که گفت دوزخی خواهد بود
    که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت


    22
    ترکیب پیاله‌ای که درهم پیوست
    بشکستن آن روا نمیدارد مست
    چندین سر و پای نازنین از سر و دست
    از مهر که پیوست و به کین که شکست


    23
    ترکیب طبایع چون بکام تو دمی است
    رو شاد بزی اگرچه برتو ستمی است
    با اهل خرد باش که اصل تن تو
    گردی و نسیمی و غباری و دمی است


    24
    چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
    برخیز و بجام باده کن عزم درست
    کاین سبزه که امروز تماشاگه ماست
    فردا همه از خاک تو برخواهد رست


    25
    چون بلبل مست راه در بستان یافت
    روی گل و جام باده را خندان یافت
    آمد به زبان حال در گوشم گفت
    دریاب که عمر رفته را نتوان یافت


    26
    چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
    خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
    چون باید مرد و آرزوها همه هشت
    چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت


    27
    چون لاله بنوروز قدح گیر بدست
    با لاله رخی اگر ترا فرصت هست
    می نوش بخرمی که این چرخ کهن
    ناگاه ترا چون خاک گرداند پست


    28
    چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
    نتوان به امید شک همه عمر نشست
    هان تا ننهیم جام می از کف دست
    در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست


    29
    چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
    چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
    انگار که هرچه هست در عالم نیست
    پندار که هرچه نیست در عالم هست
    خاکی که بزیر پای هر نادانی است
    کف صنمی و چهره‌ی جانانی است
    هر خشت که بر کنگره ایوانی است
    انگشت وزیر یا سلطانی است


    30
    دارنده چو ترکیب طبایع آراست
    از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست
    گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود
    ورنیک نیامد این صور عیب کراست


    31
    در پرده اسرار کسی را ره نیست
    زین تعبیه جان هیچکس آگه نیست
    جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست
    می خور که چنین فسانه‌ها کوته نیست


    32
    در خواب بدم مرا خردمندی گفت
    کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
    کاری چکنی که با اجل باشد جفت
    می خور که بزیر خاک میباید خفت


    33
    در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست
    او را نه بدایت نه نهایت پیداست
    کس می نزند دمی در این معنی راست
    کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست


    34
    در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
    یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت
    هرچند بنزد عامه این باشد زشت
    سگ به زمن ار برم دگر نام بهشت


    35
    دریاب که از روح جدا خواهی رفت
    در پرده اسرار فنا خواهی رفت
    می نوش ندانی از کجا آمده‌ای
    خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت


    36
    ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست
    دریاب که هفته دگر خاک شده‌ست
    می نوش و گلی بچین که تا درنگری
    گل خاک شده‌ست و سبزه خاشاک شده‌ست


    37
    عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
    محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
    شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست
    ما را ز کس دگر نمیباید خواست


    38
    فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
    با یک دو سه اهل و لعبتی حور سرشت
    پیش آر قدح که باده نوشان صبوح
    آسوده ز مسجدند و فارغ ز کنشت


    39
    گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است
    ور بر تن تو عمر لباسی چست است
    در خیمه تن که سایبانی‌ست ترا
    هان تکیه مکن که چارمیخش سست است


    40
    گویند کسان بهشت با حور خوش است
    من میگویم که آب انگور خوش است
    این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
    کاواز دهل شنیدن از دور خوش است


    41
    گویند مرا که دوزخی باشد مست
    قولیست خلاف دل در آن نتوان بست
    گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
    فردا بینی بهشت همچون کف دست


    42
    من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
    از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
    جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
    این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت


    43
    مهتاب بنور دامن شب بشکافت
    می نوش دمی بهتر از این نتوان یافت
    خوش باش و میندیش که مهتاب بسی
    اندر سر خاک یک بیک خواهد تافت


    44
    می خوردن و شاد بودن آیین منست
    فارغ بودن ز کفر و دین دین منست
    گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
    گفتا دل خرم تو کابین منست


    45
    می لعل مذابست و صراحی کان است
    جسم است پیاله و شرابش جان است
    آن جام بلورین که ز می خندان است
    اشکی است که خون دل درو پنهان است


    46
    می نوش که عمر جاودانی اینست
    خود حاصلت از دور جوانی اینست
    هنگام گل و باده و یاران سرمست
    خوش باش دمی که زندگانی اینست


    47
    نیکی و بدی که در نهاد بشر است
    شادی و غمی که در قضا و قدر است
    با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
    چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است


    48
    در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست
    از سرخی خون شهریاری بوده‌ست
    هر شاخ بنفشه کز زمین میروید
    خالی است که بر رخ نگاری بوده‌ست


    49
    هر ذره که در خاک زمینی بوده است
    پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است
    گرد از رخ نازنین به آزرم فشان
    کانهم رخ خوب نازنینی بوده است


    50
    هر سبزه که برکنار جوئی رسته است
    گویی ز لب فرشته خویی رسته است
    پا بر سر سبزه تا بخواری ننهی
    کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است


    51
    یک جرعه می ز ملک کاووس به است
    از تخت قباد و ملکت طوس به است
    هر ناله که رندی به سحرگاه زند
    از طاعت زاهدان سالوس به است


    52
    چون عمر بسر رسد چه شیرین و چه تلخ
    پیمانه که پر شود چه بغداد و چه بلخ
    می نوش که بعد از من و تو ماه بسی
    از سلخ به غره آید از غره به سلخ


    53
    آنانکه محیط فضل و آداب شدند
    در جمع کمال شمع اصحاب شدند
    ره زین شب تاریک نبردند برون
    گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند


    54
    آن را که به صحرای علل تاخته‌اند
    بی او همه کارها بپرداخته‌اند
    امروز بهانه‌ای در انداخته‌اند
    فردا همه آن بود که در ساخته‌اند


    55
    آنها که کهن شدند و اینها که نوند
    هر کس بمراد خویش یک تک بدوند
    این کهنه جهان بکس نماند باقی
    رفتند و رویم دیگر آیند و روند


    56
    آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد
    بس داغ که او بر دل غمناک نهاد
    بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک
    در طبل زمین و حقه خاک نهاد


    57
    آرند یکی و دیگری بربایند
    بر هیچ کسی راز همی نگشایند
    ما را ز قضا جز این قدر ننمایند
    پیمانه عمر ما است می‌پیمایند


    58
    اجرام که ساکنان این ایوانند
    اسباب تردد خردمندانند
    هان تاسر رشته خرد گم نکنی
    کانان که مدبرند سرگردانند


    59
    از آمدنم نبود گردون را سود
    وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
    وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
    کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود


    60
    از رنج کشیدن آدمی حر گردد
    قطره چو کشد حبس صدف در گردد
    گر مال نماند سر بماناد بجای
    پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد


    61
    افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
    در پای اجل بسی جگرها خون شد
    کس نامد از آن جهان که پرسم از وی
    کاحوال مسافران عالم چون شد


    62
    افسوس که نامه جوانی طی شد
    و آن تازه بهار زندگانی دی شد
    آن مرغ طرب که نام او بود شباب
    افسوس ندانم که کی آمد کی شد


    63
    ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
    نی نام زما و نی‌نشان خواهد بود
    زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
    زین پس چو نباشیم همان خواهد بود


    64
    این عقل که در ره سعادت پوید
    روزی صد بار خود ترا می‌گوید
    دریاب تو این یکدم وقتت که نی
    آن تره که بدروند و دیگر روید


    65
    این قافله عمر عجب میگذرد
    دریاب دمی که با طرب میگذرد
    ساقی غم فردای حریفان چه خوری
    پیش آر پیاله را که شب میگذرد


    66
    بر پشت من از زمانه تو میاید
    وز من همه کار نانکو میاید
    جان عزم رحیل کرد و گفتم بمرو
    گفتا چکنم خانه فرو میاید


    67
    بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد
    وز خوردن آدمی زمین سیر نشد
    مغرور بدانی که نخورده‌ست ترا
    تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد


    68
    بر چشم تو عالم ارچه می‌آرایند
    مگرای بدان که عاقلان نگرایند
    بسیار چو تو روند و بسیار آیند
    بربای نصیب خویش کت بربایند


    69
    بر من قلم قضا چو بی من رانند
    پس نیک و بدش ز من چرا میدانند
    دی بی من و امروز چو دی بی من و تو
    فردا به چه حجتم به داور خوانند


    70
    تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
    چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد
    گر چشمه زمزمی و گر آب حیات
    آخر به دل خاک فرو خواهی شد


    71
    تا راه قلندری نپویی نشود
    رخساره بخون دل نشویی نشود
    سودا چه پزی تا که چو دلسوختگان
    آزاد به ترک خود نگویی نشود


    72
    تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
    بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
    من در عجبم ز میفروشان کایشان
    به زانکه فروشند چه خواهند خرید


    73
    چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
    دل را به کم و بیش دژم نتوان کرد
    کار من و تو چنانکه رای من و تست
    از موم بدست خویش هم نتوان کرد


    74
    حیی که بقدرت سر و رو می‌سازد
    همواره هم او کار عدو می‌سازد
    گویند قرابه گر مسلمان نبود
    او را تو چه گویی که کدو می‌سازد


    75
    در دهر چو آواز گل تازه دهند
    فرمای بتا که می به اندازه دهند
    از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ
    فارغ بنشین که آن هر آوازه دهند


    76
    در دهر هر آن که نیم نانی دارد
    از بهر نشست آشیانی دارد
    نه خادم کس بود نه مخدوم کسی
    گو شاد بزی که خوش جهانی دارد


    77
    دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود
    غم خوردن بیهوده نمیدارد سود
    پر کن قدح می به کفم درنه زود
    تا باز خورم که بودنیها همه بود


    78
    روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
    ابر از رخ گلزار همی شوید گرد
    بلبل به زبان پهلوی با گل زرد
    فریاد همی کند که می باید خورد


    79
    زان پیش که بر سرت شبیخون آرند
    فرمای که تا باده گلگون آرند
    تو زر نی ای غافل نادان که ترا
    در خاک نهند و باز بیرون آرند


    80
    عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
    یا در پی نیستی و هستی گذرد
    می نوش که عمریکه اجل در پی اوست
    آن به که به خواب یا به مستی گذرد


    81
    کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
    کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد
    من می‌نگرم ز مبتدی تا استاد
    عجز است به دست هر که از مادر زاد


    82
    کم کن طمع از جهان و میزی خرسند
    از نیک و بد زمانه بگسل پیوند
    می در کف و زلف دلبری گیر که زود
    هم بگذرد و نماند این روزی چند


    83
    گرچه غم و رنج من درازی دارد
    عیش و طرب تو سرفرازی دارد
    بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک
    در پرده هزار گونه بازی دارد


    84
    گردون ز زمین هیچ گلی برنارد
    کش نشکند و هم به زمین نسپارد
    گر ابر چو آب خاک را بردارد
    تا حشر همه خون عزیزان بارد


    85
    گر یک نفست ز زندگانی گذرد
    مگذار که جز به شادمانی گذرد
    هشدار که سرمایه سودای جهان
    عمرست چنان کش گذرانی گذرد


    86
    گویند بهشت و حورعین خواهد بود
    آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
    چون عاقبت کار چنین خواهد بود


    87
    گویند بهشت و حور و کوثر باشد
    جوی می و شیر و شهد و شکر باشد
    پر کن قدح باده و بر دستم نه
    نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد


    88
    گویند هر آن کسان که با پرهیزند
    زانسان که بمیرند چنان برخیزند
    ما با می و معشوقه از آنیم مدام
    باشد که به حشرمان چنان انگیزند


    89
    می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
    و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد
    پرهیز مکن ز کیمیایی که از او
    یک جرعه خوری هزار علت ببرد


    90
    هر راز که اندر دل دانا باشد
    باید که نهفته‌تر ز عنقا باشد
    کاندر صدف از نهفتگی گردد در
    آن قطره که راز دل دریا باشد


    91
    هر صبح که روی لاله شبنم گیرد
    بالای بنفشه در چمن خم گیرد
    انصاف مرا ز غنچه خوش می‌آید
    کو دامن خویشتن فراهم گیرد


    92
    هرگز دل من ز علم محروم نشد
    کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
    هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
    معلومم شد که هیچ معلوم نشد


    93
    هم دانه امید به خرمن ماند
    هم باغ و سرای بی تو و من ماند
    سیم و زر خویش از درمی تا بجوی
    با دوست بخور گر نه بدشمن ماند


    94
    یاران موافق همه از دست شدند
    در پای اجل یکان یکان پست شدند
    خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر
    دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند


    95
    یک جام شراب صد دل و دین ارزد
    یک جرعه می مملکت چین ارزد
    جز باده لعل نیست در روی زمین
    تلخی که هزار جان شیرین ارزد


    96
    یک قطره آب بود با دریا شد
    یک ذره خاک با زمین یکتا شد
    آمد شدن تو اندرین عالم چیست
    آمد مگسی پدید و ناپیدا شد


    97
    یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
    از کوزه شکسته‌ای دمی آبی سرد
    مامور کم از خودی چرا باید بود
    یا خدمت چون خودی چرا باید کرد


    98
    آن لعل در آبگینه ساده بیار
    و آن محرم و مونس هر آزاده بیار
    چون میدانی که مدت عالم خاک
    باد است که زود بگذرد باده بیار


    99
    از بودنی ایدوست چه داری تیمار
    وزفکرت بیهوده دل و جان افکار
    خرم بزی و جهان بشادی گذران
    تدبیر نه با تو کرده‌اند اول کار


    100
    افلاک که جز غم نفزایند دگر
    ننهند بجا تا نربایند دگر
    ناآمدگان اگر بدانند که ما
    از دهر چه میکشیم نایند دگر


    101
    ایدل غم این جهان فرسوده مخور
    بیهوده نی غمان بیهوده مخور
    چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
    خوش باش غم بوده و نابوده مخور


    102
    ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر
    باغ طربت به سبزه آراسته گیر
    و آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم
    بنشسته و بامداد برخاسته گیر


    103
    این اهل قبور خاک گشتند و غبار
    هر ذره ز هر ذره گرفتند کنار
    آه این چه شراب است که تا روز شمار
    بیخود شده و بی‌خبرند از همه کار


    104
    خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر
    بوی قدح از غذای مریم خوشتر
    آه سحری ز سینه خماری
    از ناله بوسعید و ادهم خوشت


    105
    در دایره سپهر ناپیدا غور
    جامی‌ست که جمله را چشانند بدور
    نوبت چو به دور تو رسد آه مکن
    می نوش به خوشدلی که دور است نه جور


    106
    دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار
    بر پاره گلی لگد همی زد بسیار
    و آن گل بزبان حال با او می‌گفت
    من همچو تو بوده‌ام مرا نیکودار


    107
    ز آن می که حیات جاودانیست بخور
    سرمایه لذت جوانی است بخور
    سوزنده چو آتش است لیکن غم را
    سازنده چو آب زندگانی است بخور


    108
    گر باده خوری تو با خردمندان خور
    یا با صنمی لاله رخی خندان خور
    بسیار مخور و رد مکن فاش مساز
    اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور


    109
    وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
    پر باده لعل کن بلورین ساغر
    کاین یکدم عاریت در این گنج فنا
    بسیار بجوئی و نیابی دیگر


    110
    از جمله رفتگان این راه دراز
    باز آمده کیست تا بما گوید باز
    پس بر سر این دو راهه‌ی آز و نیاز
    تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز


    111
    ای پیر خردمند پگه‌تر برخیز
    و آن کودک خاکبیز را بنگر تیز
    پندش ده گو که نرم نرمک می‌بیز
    مغز سر کیقباد و چشم پرویز


    112
    وقت سحر است خیز ای مایه ناز
    نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
    کانها که بجایند نپایند بسی
    و آنها که شدند کس نمیاید باز


    113
    مرغی دیدم نشسته بر باره طوس
    در پیش نهاده کله کیکاووس
    با کله همی گفت که افسوس افسوس
    کو بانگ جرسها و کجا ناله کوس


    114
    جامی است که عقل آفرین میزندش
    صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
    این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف
    می‌سازد و باز بر زمین میزندش


    115
    خیام اگر ز باده مستی خوش باش
    با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
    چون عاقبت کار جهان نیستی است
    انگار که نیستی چو هستی خوش باش


    116
    در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش
    دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
    ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
    کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش


    117
    ایام زمانه از کسی دارد ننگ
    کو در غم ایام نشیند دلتنگ
    می خور تو در آبگینه با ناله چنگ
    زان پیش که آبگینه آید بر سنگ


    118
    از جرم گل سیاه تا اوج زحل
    کردم همه مشکلات کلی را حل
    بگشادم بندهای مشکل به حیل
    هر بند گشاده شد بجز بند اجل


    119
    با سرو قدی تازه‌تر از خرمن گل
    از دست منه جام می و دامن گل
    زان پیش که ناگه شود از باد اجل
    پیراهن عمر ما چو پیراهن گل


    120
    ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
    وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
    فردا که ازین دیر فنا درگذریم
    با هفت هزار سالگان سر بسریم


    121
    این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
    فانوس خیال از او مثالی دانیم
    خورشید چراغداران و عالم فانوس
    ما چون صوریم کاندر او حیرانیم


    122
    برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
    زان پیش که از زمانه تابی بخوریم
    کاین چرخ ستیزه روی ناگه روزی
    چندان ندهد زمان که آبی بخوریم


    123
    برخیزم و عزم باده ناب کنم
    رنگ رخ خود به رنگ عناب کنم
    این عقل فضول پیشه را مشتی می
    بر روی زنم چنانکه در خواب کنم


    124
    بر مفرش خاک خفتگان می‌بینم
    در زیرزمین نهفتگان می‌بینم
    چندانکه به صحرای عدم مینگرم
    ناآمدگان و رفتگان می‌بینم


    125
    تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
    در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم
    در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما
    در کارگه کوزه‌گران کوزه شویم


    126
    چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
    پس بی می و معشوق خطائیست عظیم
    تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم
    چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم


    127
    خورشید به گل نهفت می‌نتوانم
    و اسراز زمانه گفت می‌نتوانم
    از بحر تفکرم برآورد خرد
    دری که ز بیم سفت می‌نتوانم


    128
    دشمن به غلط گفت من فلسفیم
    ایزد داند که آنچه او گفت نیم
    لیکن چو در این غم آشیان آمده‌ام
    آخر کم از آنکه من بدانم که کیم


    129
    مائیم که اصل شادی و کان غمیم
    سرمایه‌ی دادیم و نهاد ستمیم
    پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
    آئینه‌ی زنگ خورده و جام جمیم


    130
    من می نه ز بهر تنگدستی نخورم
    یا از غم رسوایی و مستی نخورم
    من می ز برای خوشدلی میخوردم
    اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم


    131
    من بی می ناب زیستن نتوانم
    بی باده کشید بارتن نتوانم
    من بنده آن دمم که ساقی گوید
    یک جام دگر بگیر و من نتوانم


    132
    هر یک چندی یکی برآید که منم
    با نعمت و با سیم و زر آید که منم
    چون کارک او نظام گیرد روزی
    ناگه اجل از کمین برآید که منم


    133
    یک چند بکودکی باستاد شدیم
    یک چند به استادی خود شاد شدیم
    پایان سخن شنو که ما را چه رسید
    از خاک در آمدیم و بر باد شدیم


    134
    یک روز ز بند عالم آزاد نیم
    یک دمزدن از وجود خود شاد نیم
    شاگردی روزگار کردم بسیار
    در کار جهان هنوز استاد نیم


    135
    از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
    فردا که نیامده ست فریاد مکن
    برنامده و گذشته بنیاد مکن
    حالی خوش باش و عمر بر باد مکن


    136
    ای دیده اگر کور نی گور ببین
    وین عالم پر فتنه و پر شور ببین
    شاهان و سران و سروران زیر گلند
    روهای چو مه در دهن مور بین


    137
    برخیز و مخور غم جهان گذران
    بنشین و دمی به شادمانی گذران
    در طبع جهان اگر وفایی بودی
    نوبت بتو خود نیامدی از دگران


    138
    چون حاصل آدمی در این شورستان
    جز خوردن غصه نیست تا کندن جان
    خرم دل آنکه زین جهان زود برفت
    و آسوده کسی که خود نیامد به جهان


    139
    رفتم که در این منزل بیداد بدن
    در دست نخواهد بر خنگ از باد بدن
    آن را باید به مرگ من شاد بدن
    کز دست اجل تواند آزاد بدن


    140
    رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
    نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
    نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
    اندر دو جهان کرا بود زهره این


    141
    قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
    به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن
    با نان جوین خویش حقا که به است
    کالوده و پالوده هر خس بودن


    142
    قومی متفکرند اندر ره دین
    قومی به گمان فتاده در راه یقین
    میترسم از آن که بانگ آید روزی
    کای بیخبران راه نه آنست و نه این


    143
    گاویست در آسمان و نامش پروین
    یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
    چشم خردت باز کن از روی یقین
    زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین


    144
    گر بر فلکم دست بدی چون یزدان
    برداشتمی من این فلک را ز میان
    از نو فلکی دگر چنان ساختمی
    کازاده بکام دل رسیدی آسان


    145
    مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان
    می خواه مروق به طراز آمدگان
    رفتند یکان یکان فراز آمدگان
    کس می ندهد نشان ز بازآمدگان


    146
    می خوردن و گرد نیکوان گردیدن
    به زانکه بزرق زاهدی ورزیدن
    گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
    پس روی بهشت کس نخواهد دیدن


    147
    نتوان دل شاد را به غم فرسودن
    وقت خوش خود بسنگ محنت سودن
    کس غیب چه داند که چه خواهد بودن
    می باید و معشوق و به کام آسودن


    148
    آن قصر که با چرخ همیزد پهلو
    بر درگه آن شهان نهادندی رو
    دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای
    بنشسته همی گفت که کوکوکوکو


    149
    از آمدن و رفتن ما سودی کو
    وز تار امید عمر ما پودی کو
    چندین سروپای نازنینان جهان
    می‌سوزد و خاک می‌شود دودی کو


    150
    از تن چو برفت جان پاک من و تو
    خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
    و آنگاه برای خشت گور دگران
    در کالبدی کشند خاک من و تو


    151
    می‌خور که فلک بهر هلاک من و تو
    قصدی دارد بجان پاک من و تو
    در سبزه نشین و می روشن میخور
    کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو


    152
    از هر چه بجر می است کوتاهی به
    می هم ز کف بتان خرگاهی به
    مستی و قلندری و گمراهی به
    یک جرعه می ز ماه تا ماهی به


    153
    بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
    بلبل ز جمال گل طربناک شده
    در سایه گل نشین که بسیار این گل
    در خاک فرو ریزد و ما خاک شده


    154
    تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
    وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
    پرکن قدح باده که معلومم نیست
    کاین دم که فرو برم برآرم یا نه


    155
    یک جرعه می کهن ز ملکی نو به
    وز هرچه نه می طریق بیرون شو به
    در دست به از تخت فریدون صد بار
    خشت سر خم ز ملک کیخسرو به


    156
    آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
    معذوری اگر در طلبش میکوشی
    باقی همه رایگان نیرزد هشدار
    تا عمر گرانبها بدان نفروشی


    157
    از آمدن بهار و از رفتن دی
    اوراق وجود ما همی گردد طی
    می خورد مخور اندوه که فرمود حکیم
    غمهای جهان چو زهر و تریاقش می


    158
    از کوزه‌گری کوزه خریدم باری
    آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
    شاهی بودم که جام زرینم بود
    اکنون شده‌ام کوزه هر خماری


    159
    ای آنکه نتیجه‌ی چهار و هفتی
    وز هفت و چهار دایم اندر تفتی
    می خور که هزار بار بیشت گفتم
    باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی


    160
    ایدل تو به اسرار معما نرسی
    در نکته زیرکان دانا نرسی
    اینجا به می لعل بهشتی می ساز
    کانجا که بهشت است رسی یا نرسی


    161
    ای دوست حقیقت شنواز من سخنی
    با باده لعل باش و با سیم تنی
    کانکس که جهان کرد فراغت دارد
    از سبلت چون تویی و ریش چو منی


    162
    ای کاش که جای آرمیدن بودی
    یا این ره دور را رسیدن بودی
    کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
    چون سبزه امید بر دمیدن بودی


    163
    بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی
    سرمست بدم که کردم این عیاشی
    با من بزبان حال می گفت سبو
    من چو تو بدم تو نیز چون من باشی


    164
    بر شاخ امید اگر بری یافتمی
    هم رشته خویش را سری یافتمی
    تا چند ز تنگنای زندان وجود
    ای کاش سوی عدم دری یافتمی


    165
    بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
    فارغ بنشین بکشتزار و لب جوی
    بس شخص عزیز را که چرخ بدخوی
    صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی


    166
    پیری دیدم به خانه‌ی خماری
    گفتم نکنی ز رفتگان اخباری
    گفتا می خور که همچو ما بسیاری
    رفتند و خبر باز نیامد باری


    167
    تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی
    مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی
    خاکیم همه چنگ بساز ای ساقی
    بادیم همه باده بیار ای ساقی


    168
    چندان که نگاه می‌کنم هر سویی
    در باغ روانست ز کوثر جویی
    صحرا چو بهشت است ز کوثر گم گوی
    بنشین به بهشت با بهشتی رویی


    169
    خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی
    فارغ شده‌اند از تمنای تو دی
    قصه چه کنم که به تقاضای تو دی
    دادند قرار کار فردای تو دی


    170
    در کارگه کوزه‌گری کردم رای
    در پایه چرخ دیدم استاد بپای
    میکرد دلیر کوزه را دسته و سر
    از کله پادشاه و از دست گدای


    171
    در گوش دلم گفت فلک پنهانی
    حکمی که قضا بود ز من میدانی
    در گردش خویش اگر مرا دست بدی
    خود را برهاندمی ز سرگردانی


    172
    زان کوزه‌ی می که نیست در وی ضرری
    پر کن قدحی بخور بمن ده دگری
    زان پیشتر ای صنم که در رهگذری
    خاک من و تو کوزه‌کند کوزه‌گری


    173
    گر آمدنم بخود بدی نامدمی
    ور نیز شدن بمن بدی کی شدمی
    به زان نبدی که اندر این دیر خراب
    نه آمدمی نه شدمی نه بدمی


    174
    گر دست دهد ز مغز گندم نانی
    وز می دو منی ز گوسفندی رانی
    با لاله رخی و گوشه بستانی
    عیشی بود آن نه حد هر سلطانی


    175
    گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
    احوال فلک جمله پسندیده بدی
    ور عدل بدی بکارها در گردون
    کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی


    176
    هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری
    تا چند کنی بر گل مردم خواری
    انگشت فریدون و کف کیخسرو
    بر چرخ نهاده ای چه می‌پنداری


    177
    هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
    برساز ترانه‌ای و پیش‌آور می
    کافکند بخاک صد هزاران جم و کی
    این آمدن تیرمه و رفتن دی

     


    دانلود رباعیات خیام با صدای شاملو و شجریان
    ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    .

    رباعیات خیام یکی از اثرات بیاد ماندنی شاملوی عزیز است که با همکاری

    شجریان آفریده شده است.

    رباعیات خیام که خود زیبایی خاصی دارد با صدای شجریان و احمد شاملو یکی
    از محشرهای موسیقی سنتی را در این اثر خلق کرده.لازم است بدانید این تنها
    آلبومی است که احمد شاملو با یک خواننده در یک کاست همکاری داشته.ارزش
    هر شعر را میتوان از مضمون،معنی و پربار بودن آن فهمید و ارزش هر
    خواننده را از تسلط،تن صدا،تحریر ها و...درک کرد که آثار خیام از این جهت
    شاهکار و گنجینه ایران میباشد.
    دانلود :  دو کاست یک ساعته با صدای شاملو و شجریان

    کتاب صوتی شازده کوچولو با صدای شاملوی بزرگ
    ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

     

     اگر قرار باشد بخواهم به عنوان هدیه به کسی یک فایل مدیای

    دیجیتالی هدیه بدهم، مطمئنا همین کتاب خواهد بود. شازده

    کوچولو نوشته آنتوان سنت اگزوپری که همه تون اگر کتابش رو

    نخونده باشین، حداقل اینور اونور اسمش رو زیاد شنیدید، به

    عنوان محبوب ترین کتاب قرن گذشته شناخته شد. روایتگر

    اصلی کتاب “ریچارد گر” با صدا و لهجه بسیار زیبای خودش

    هست. صداهای دیگر مانند صدای کودکی که شازده کوچولو

    هست رو نمیشناسم. اما تیمی که این کتاب رو بازخوانی کرده،

    به همراه موسیقی بسیار زیبا، بهترین مجموعه ای رو که تابحال

    دانلود کرده ام، ساختن.

    با هر مشقتی بود من کل کتاب رو آپلود کردم چون دلم

    میخواست شما هم اون لحظه های بی نظیر رو تجربه کنید. فایل

    زیپ شامل 16 فایل صوتی و ای بوک مصور، همگی به زبان

    انگلیسی است و اگر جزو کسانی هستید که عادت به شنیدن

    شازده کوچولو با صدای شاملو بزرگ رو دارید، مطمئن باشید

    شاید این کتاب بیشتر هم به شما بچسبه !

    دانلود :  http://www.mediafire.com/?tj2s0oehnvn

    منبع :  http://e-magazines.blogfa.com/post-292.aspx


    پایان شکوه ...
    ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: دلنوشته ها

    .

    دیگر از شکوه عشق و غربت پروانه نمیگویم

    دیگر از خودخواهی شمع و خون به دلی گل نمیگویم

    دیگر از دلتنگی غروب و زمزمه های آب نمیگویم

    دیگر از حزن صدای گنجشکهای پارک پشت خانه مان نمیگویم

    دیگر برایت از اینهمه انتظار تلخ نمیگویم

    دیگر خاطرات را مرور نمیکنم مبادا یکی از این خاطرات به گوشه عبایش بربخورد

    دیگر از این پنجره انتظار نیامدنت را نمیکشم

    دیگر به بوق بوق دلمشغولیهای دیگرت نمیگریم

    دیگر برایت فکر نمیکنم که چقدر خوبی

    آخر خودت گفتی که هیچ نگو دیگر ...

    گفتی که خسته شده ای ...

    فقط برایت ترانه مینویسم

    میدانم یک روز در هجوم نبودنهایم دنبال بودنم هستی

    به جستجوی نگاهم ، صدایم ، فکرم ، حضورم و ... میباشی

    نمیخواهم نامردی کرده باشم و رهایت کرده باشم

    نوشته ای میگذارم که لحظه لحظه های نبودنت را با تمام احساس تعریف کند

    و بگوید :

    رهایم کردی .... ماندم

    رفتم .... آمدی

    چقدر زود دیر شد

    نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    .


    شاملو .... کاشفان فروتن شوکران
    ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    .

     

     

    احمد شاملو

    . « کاشفان فروتن شوکران »

    عنوان

    رنوا راسخ

    Renowa

    1000@aol.com

    فهرست اشعار

    : 

    مقدمه ............................................................................... 2

    از مرگ ............................................................................... 3

    مرگ وارطان......................................................................... 4

    شکاف................................................................................ 5

    از زخم قلب آبائی................................................................ 6

    عشق عمومی.................................................................... 8

    ساعت اعدام .................................................................... 10

    کیفر.................................................................................. 11

    سرود ابراهیم در آتش......................................................... 13

    از عموهایت....................................................................... 16

    میلاد................................................................................. 18

    شبانه............................................................................... 20

    شبانه............................................................................... 21

    خطابه تدفین..................................................................... 22

    مرثیه................................................................................ 24

    با چشم ها........................................................................ 26

    من مرگ را........................................................................ 30

    عاشقانه........................................................................... 31

    مقدمه

    :

    اشعار این مجموعه در سالهای مختلفی سروده شده، اما در

    موضوعی واحد : اعدام مبارزان و انقلابیون این وطن.

    مناسبت های برخی از این اشعار در خاطرم نمانده است؛ از

    آنجمله یکی از شبانه های سال 1350 که، اگر اشتباه نکنم،

    انگیزه ی آن اعدام یکجای گروهی چند نفری بود . و نیز ممکن

    است مناسبت های پاره ئی از اشعار جا به جا شده باشد.

    بعض این اشعار، هم در زمان وقوع حادثه نوشته شده است و

    پاره ئی مدت ها و گاه سال ها بعد : چنان که فی المثل سالها

    گذشت تا توانستم در شهادت خسرو روزبه چیزی بنویسم؛ و

    موضوع اعدام دومین گروه افسران سازمان نظامی (چنان که از

    فحوای شعر - مرثیه- نیز بر می آید) ده سالی بعد نوشته شده

    است.

    اشعار بسیار دیگری نیز می توانست مستقیما در این مجموعه

    گذاشته شود که از آن شمار است:

    مرثیه برای نوروز علی غنچه [ از آیدا، درخت ...]

    شبانه مردی چنگ در آسمان افکند، و در میدان [ هر دو ازابراهیم

    در آتش]، که موارد هیچ یک را به خاطر ندارم.

    زبان دیگر، به یاد خسرو گلسرخی [از دشنه در دیس]قطعه ی

    بلند ضیافت که حماسه ی سیاهکل انگیزه ی سرودن آن بود [از

    دشته در دیس]بر سنگفرش ... [ از مجموعه ی باغ آینه ] که

    کلی تر است و نگاهی است از دور به خون . های خیانت شده ی

    پیش از کودتای 32 و چند شعر دیگر ...

    اما این نوار، گنجایش آن همه را نداشت و شاید بعدها در

    مجموعه ی دیگری عرضه شود.

    در عوض، اشعار دیگری در این مجموعه آمده است که در شمار

    مرثیه ها نیست اما نشان دهنده ی فضای مبارزه هست.

    قطعه ی دیگری نیز در این مجموعه گذاشته شده است که

    توضیح مختصری را ایجاب می کند:

    عنوان این شعر با "چشمها" است و در آن از آفتابی دروغین

    سخن می رود . تاریخ آن دقیقا مشخ ص نیست اما به احتمال

    زیاد باید اواخر 43 یا اوائل سال 43 نوشته شده « مبارزان طراز

    نوین » بود که بسیاری از « انقلاب سفید شاهانه » باشد. آن

    آفتاب قلابی به! مگر برای همین اصول مبارزه نمی » را فریفت و

    سالهای دراز مداح رژیم کرد که قرار گرفتن این شعر تقر یبا در

    میان مرثیه ها، آن را از چارچوب خود بیرون - «؟ کردیم کشیده

    تعمیم می دهد و به صورت حدیث نفس زنان و مردانی در می

    آورد که خون رگان خود را قطره قطره نثار کردند، تا

    خلق با دوچشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست...

    احمد شاملو

    از مرگ

    هرگز از مرگ نهراسیده ام

    اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود

    هراس من 

    باری

    همه از مردن در سرزمینی است

    که مزد گورکن

    از آزادی آدمی

    افزون تر باشد

    جستن

    یافتن

    و آنگاه

    به اختیار برگزیدن

    و از خویشتن خویش

    با روئی پی افکندن 

    ...

    اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد

    حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

     .
     
     
    ....

    برای وارطان ساخانیان

    مرگ وارطان

    وارطان

    ! بهار خنده زد و ارغوان شکفت. -»

    در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر،

    دست از گمان بدار!

    «... بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار

    وارطان سخن نگفت،

    سرافراز

    دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت.

    وارطان

    ! سخن بگو! -»

    مرغ سکوت، جوجه ی مرگی فجیع را

    «! در آشیان به بیضه نشسته ست

    وارطان سخن نگفت،

    چو خورشید

    از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت

    وارطان سخن نگفت

    وارطان ستاره بود:

    یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت.

    وارطان سخن نگفت

    وارطان بنفشه بود:

    گل داد و

    « زمستان شکست » : مژده داد

    و

    رفت...

    .

     

     

    برای سرهنگ سیامک

    ساعت اعدام

    در قفل در کلیدی چرخید

    لرزید بر لبانش لبخندی

    چون رقص آب بر سقف

    از انعکاس تابش خورشید

    در قفل در کلیدی چرخید.

    بیرون

    رنگ خوش سپیده دمان

    ماننده ی یکی نوت گمگشته

    می گشت پرسه پرسه زنان روی

    سوراخ های نی

    دنبال خانه اش ...

    در قفل در کلیدی چرخید

    رقصید بر لبانش لبخندی

    چون رقص آب بر سقف

    از انعکاس تابش خورشید

    در قفل در

    کلیدی چرخید.

    .

    PDF :  http://www.shamlu.com/odyssey/oeuvres/shookaran.pdf

    دانلود فایل صوتی : http://www.4shared.com/file/126645034/da2ca421/Ahmad_Shamlou-Kashefan_Forootan_Shokaran.html

    با صدای زنده یاد احمد شاملو و آهنگسازی فریدون شهبازیان

    دانلود PDF متن کامل کاشفان فروتن شوکران : http://www.shamlu.com/odyssey/oeuvres/shookaran.pdf

    .

    در شهادت آبائی معلم ترکمن

     

     

    از زخم قلب « آبائی »

    دختران دشت

    دختران انتظار

    دختران امید تنگ

    در دشت بی کران

    و آرزوهای بیکران

    در خلق های تنگ

    دختران آلاچیق نو

    در آلاچیق هائی که صد سال

    -

    از زره جامه تان اگر بشکوفید

    باد دیوانه

    یال بلند اسب تمنا را

    آشفته کرد خواهد

    دختران رود گل آلود

    دختران هزار ستون شعله، به طاق بلند دود

    دختران عشق های دور

    روز سکوت و کار

    شب های خستگی

    دختران روز

    بی خستگی دویدن،

    شب

    سرشکستگی

    در باغ راز و، خلوت مرد کدام عشق

    در رقص راهبانه شکرانه ی کدام

    آتش زدای کام

    بازوان فواره ئی تان را

    خواهید برافراشت؟

    کاشفان فروتن شوکران

    افسوس!

    موها، نگاه ها

    به عبث

    عطر لغات شاعر را

    تاریک می کنند

    دختران رفت و آمد

    در دشت مه زده

    دختران شرم

    شبنم

    افتادگی

    رمه

    از زخم قلب آبائی

    در سینه کدام شما خون چکیده است؟

    پستان تان، کدام شما

    گل داده در بهار بلوغش؟

    لب های تان، کدام شما

    لب های تان، کدام،

    بگوئید

    در کام او شکفته، نهان، عطر بوسه ئی؟

    که نیست کار

    -اکنون کدام یک ز شما که خشم و جسارت بود

    بیدار می مانید

    در بستر خشونت نومیدی

    در بستر فشرده دلتنگی

    در بستر تفکر پر درد رازتان

    تا یاد آن

    -بدرخشاند

    بین شما کدام

    -

    بین شما کدام

    صیقل می دهید

    سلاح آبائی را

    برای

    روز

    انتقام؟

     

     

    منبع :  http://kptools.wordpress.com/2008/08/31/ahmad_shamloo-kashefan/

    اعدام گروه اول سازمان نظامی

    عشق عمومی

    اشک رازی ست

    لبخند رازی ست

    عشق رازی ست

    اشک آن شب لبخند عشقم بود

    قصه نیستم که بگوئی

    نغمه نیستم که بخوانی

    صدا نیستم که بشنوی

    یا چیزی چنان که ببینی

    یا چیزی چنان که بدانی ...

    من درد مشترکم

    مرا فریاد کن.

    درخت با جنگل سخن می گوید

    علف با صحرا

    ستاره با کهکشان

    و من با تو سخن می گویم

    نامت را به من بگو

    دستت را به من بده

    حرفت را به من بگو

    قلبت را به من بده،

    من ریشه های ترا دریافته ام

    با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام

    و دست هایت با دستان من آشناست.

    کاشفان فروتن شوکران

    در خلوت روشن با تو گریسته ام

    برای خاطر زندگان،

    و در گورستان تاریک با تو خوانده ام

    زیبا ترین سرودها را

    زیرا که مردگان این سا ل

    عاشق ترین زندگان بودند.

    دستت را به من بده

    دست های تو با من آشناست

    ای دیر یافته!

    با تو سخن می گویم

    بسان ابر که با توفان

    بسان علف که با صحرا

    بسان باران که با دریا

    بسان پرنده که با بهار

    بسان درخت که با جنگل سخن می گوید

    زیرا که من

    ریشه های ترا دریافته ام

    زیرا که صدای من

    با صدای تو آشناست.

    بگوئید!-

    تا دیرگاه، شعله آتش را

    در چشم بازتان؟

    - شب های تار نم نم باران !-!-!.!!!!...!!!


    تو که نمیدانی .........
    ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی: دلنوشته ها

    .

    یکی خیلی دور اما نزدیک

    یکی خیلی نزدیک اما دور دور

    خیلی سختر از اونیه که تصور کنی

    نزدیک کسی باشی که بدونی دلش برای کسی در دوردست می تپه

    و انچنان دور باشی از اون که ندونه در همین حوالی کسی است که ....

    چقدر تلخه ولی ....

    نگاه کنی به چشماش و بدونی که منتظر اومدن کسی هست که غیر از توئه

    نگاهت کنه و بدونی که تو فکرش کسی هست که تو نیستی

    باهاش حرف بزنی و بدونی که صدای کسی تو گوششه که صدای تو قابل شنیدن نیست

    و باهات حرف بزنه اما میدونی حرفایی میزنه که دنبال ردی و شاید راهی برای با او بودنه

    و تو

    صبورانه ... دردمندانه .... عاشقانه بهش بگی

    اگه دوستش داری رهاش نکن

    اگه دوستش داری براش هر کاری میتونی بکن

    فک کن که اگه اینبار تلاش نکنی دیگه فرصتی نداری

    بهش بگی که چیکار کنه موفق بشه و چیکار کنه که شکست نخوره

    سخته شاید تو ندونی

    اما من میدونم

    میدونم چه زجری داره که به کسی که جزیی از وجودت شده بگی با اون بمون و تا پای جون براش تلاش کن

    اون هم ازت از صمیم دل تشکر کنه اما هیچوقت نگاهتو نخونه

    و بهت بگه اگه تورو نداشت چیکار باید میکرد ولی ندونه که تو بدون اون هیچکاری نمیتونی بکنی

    صمیمانه دستهاتو بفشاره و بگه بخاطر لطفی که کردی فراموشت نمیکنه اما ندونه که تو بدون هیچ لطفی فراموشش نمیکنی

    و ازت خداحافظی کنه و ندونه که نیمه ای از وجودتو و شاید تمام هستی و وجودتو با خودش میبره و حتی ذره ای از سنگینیشو حس نکنه

    سخته نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بیخیال تو که نمیدونی ....


    کتب روانشناسی : دانلود رایگان کتاب حکایت دولت و فرزانگی
    ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    .

    دانلود رایگان کتاب حکایت دولت و فرزانگی

    مشخصات کتاب

    نام :   دانلود رایگان کتاب حکایت دولت و فرزانگی

    نویسنده :   مارک فیشر

    زبان :  FA

    فرمت :   PDF

    حجم : 641 KB

    دانلود :   http://www.irebooks.com/article378.html


    کتابهای روانشناسی
    ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    .

    دانلود رایگان کتاب روانشناسی ذهن نا آرام

    مشخصات کتاب

    نام کتاب :   دانلود رایگان کتاب روانشناسی ذهن نا آرام

    مولف :  هادی بیگدلی

    زبان :  FA

    فرمت :  PDF

    حجم : 9.18 KB

    دانلود :

    لینک کمکی 1 دانلود کتاب Ebook For Free Download  

    لینک کمکی 2 دانلود کتاب Ebook For Free Download 

    پسورد فایل کتاب www.irebooks.com-www.ircdvd.com

    ورژن: فارسی
    اندازه فایل: 918.00 کیلو بایت
    دریافت فایل: 962
    آدرس اینترنتی:
    http://www.irebooks.com


    توضیحات:
    شما قصد دریافت فایل "دانلود رایگان کتاب روانشناسی ذهن نا آرام " را دارید.
    برای دریافت فایل باید کد امنیتی زیر را درکادر مربوطه وارد کرده و برروی دکمه (((دریافت فایل))) کلیک کنید.
    این کار فقط برای امنیت بیشتر سایت است که برای هربار دریافت فایل یک کد مخصوص به شما تعلق خواهد گرفت.
    بعد از چند ثانیه فایل مربوطه جهت دریافت نمایان شده و یا به سایت دیگری جهت دریافت فایل فرستاده خواهید شد.


    کتابهای کامپیوتر
    ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    .

    دانلود رایگان کتاب آموزش ای جکس (Ajax)

    مشخصات کتاب

    نام :   دانلود رایگان کتاب آموزش ای جکس (Ajax)

    نویسنده :   امید ایران

    زبان :  FA

    فرمت :   PDF

    حجم :  4. 96  MB

    دانلود :    لینک کمکی دانلود کتاب Ebook For Free Download

    پسورد فایل کتاب  :   www.irebooks.com-www.ircdvd.com.

    ورژن: فارسی
    اندازه فایل: 4.96 مگابایت

    دریافت فایل: 1668
    آدرس اینترنتی:
    http://www.irebooks.com


    توضیحات:
    شما قصد دریافت فایل "دانلود رایگان کتاب آموزش ای جکس (Ajax)" را دارید.
    برای دریافت فایل باید کد امنیتی زیر را درکادر مربوطه وارد کرده و برروی دکمه (((دریافت فایل))) کلیک کنید.
    این کار فقط برای امنیت بیشتر سایت است که برای هربار دریافت فایل یک کد مخصوص به شما تعلق خواهد گرفت.
    بعد از چند ثانیه فایل مربوطه جهت دریافت نمایان شده و یا به سایت دیگری جهت دریافت فایل فرستاده خواهید شد.

    برای دریافت بیشتر :  http://www.irebooks.com/downloads-281.html


    کتابهای کامپیوتر
    ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    .

    دانلود رایگان کتاب آموزش مایا 5 فارسی

    مشخصات کتاب

    نام :  دانلود رایگان کتاب آموزش مایا 5 فارسی

    مولف :  محمد نظری

    زبان :  FA

    فرمت : PDF

    حجم :  2.70 MB

    دانلود : http://www.irebooks.com/article336.html

    پسورد فایل کتاب www.irebooks.com-www.ircdvd.com

     


    کتابهای کامپیوتر
    ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    .

    دانلود کتاب آموزش استفاده از Free Demon 3.0

    شناسنامه کتاب :

    نام :  دانلود کتاب آموزش استفاده از Free Demon 3.0

    مترجم :  سعید سلامیان

    زبان :  FA

    فرمت :    PDF

    حجم :  2.61 MB

    دانلود :

    لینک کمکی 1 دانلود کتاب Ebook For Free Download

    لینک کمکی 2 دانلود کتاب Ebook For Free Download

    پسورد فایل کتاب www.irebooks.com-www.ircdvd.com


    ورژن: فارسی
    اندازه فایل: 2.61 مگابایت
    دریافت فایل: 286
    آدرس اینترنتی:
    http://www.irebooks.com


    توضیحات:
    شما قصد دریافت فایل "دانلود کتاب آموزش استفاده از Free Demon 3.0" را دارید.
    برای دریافت فایل باید کد امنیتی زیر را درکادر مربوطه وارد کرده و برروی دکمه (((دریافت فایل))) کلیک کنید.
    این کار فقط برای امنیت بیشتر سایت است که برای هربار دریافت فایل یک کد مخصوص به شما تعلق خواهد گرفت.
    بعد از چند ثانیه فایل مربوطه جهت دریافت نمایان شده و یا به سایت دیگری جهت دریافت فایل فرستاده خواهید شد.

    اطلاعات بیشتر در : http://www.irebooks.com/downloads-393.html


    کتابهای کامپیوتر
    ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    .

    دانلود رایگان کتاب آموزش مقدماتی MFC

    مشخصات کتاب :

    نام کتاب :  دانلود رایگان کتاب آموزش مقدماتی MFC

    نویسنده :  بهزاد جناب

    زبان :   FA

    فرمت :   PDF

    حجم :  6.12 MB

    دانلود :

     

    لینک کمکی 1 دانلود کتاب Ebook For Free Download

    لینک کمکی 2 دانلود کتاب Ebook For Free Download

    پسورد فایل کتاب : www.irebooks.com-www.ircdvd.com

     

    ورژن: فارسی
    اندازه فایل: 6.12 مگابایت
    دریافت فایل: 906
    آدرس اینترنتی:
    http://www.irebooks.com


    توضیحات:
    شما قصد دریافت فایل "دانلود رایگان کتاب آموزش مقدماتی MFC" را دارید.
    برای دریافت فایل باید کد امنیتی زیر را درکادر مربوطه وارد کرده و برروی دکمه (((دریافت فایل))) کلیک کنید.
    این کار فقط برای امنیت بیشتر سایت است که برای هربار دریافت فایل یک کد مخصوص به شما تعلق خواهد گرفت.
    بعد از چند ثانیه فایل مربوطه جهت دریافت نمایان شده و یا به سایت دیگری جهت دریافت فایل فرستاده خواهید شد.

    اطلاعات بیشتر در :  http://www.irebooks.com/downloads-404.html


    کتابهای کامپیوتر
    ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥  کلمات کلیدی: معرفی و دانلود کتاب

    .

    دانلود کتاب آموزش نرم افزار Expression Web

    نام کتاب : 

    دانلود رایگان کتاب آموزش نرم افزار Expression Web

    نویسنده :   آرمین حسینی راد

    زبان :   FA

    فرمت :   PDF

    حجم :    MB  4.56

    دریافت :  

    لینک کمکی 1 دانلود کتاب Ebook For Free Download

    لینک کمکی 2 دانلود کتاب Ebook For Free Download

    پسورد فایل کتاب www.irebooks.com-www.ircdvd.com

    ورژن: فارسی
    اندازه فایل: 4.56 مگابایت
    دریافت فایل: 1058
    آدرس اینترنتی: http://www.irebooks.com


    توضیحات:
    شما قصد دریافت فایل "دانلود کتاب آموزش نرم افزار Expression Web" را دارید.
    برای دریافت فایل باید کد امنیتی زیر را درکادر مربوطه وارد کرده و برروی دکمه (((دریافت فایل))) کلیک کنید.
    این کار فقط برای امنیت بیشتر سایت است که برای هربار دریافت فایل یک کد مخصوص به شما تعلق خواهد گرفت.
    بعد از چند ثانیه فایل مربوطه جهت دریافت نمایان شده و یا به سایت دیگری جهت دریافت فایل فرستاده خواهید شد.

    اطلاعات بیشتر در : http://www.irebooks.com/downloads-527.html

    .


    ۞ Transporter 3 دانلود رایگان ۞
    ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٤  کلمات کلیدی: فیلم و سریال

    .

    عوامل :

    کارگردان: الیویه مگاتون.

    فیلمنامه: لوک بسون، رابرت مارک کیمن بر اساس شخصیت های خلق شده توسط خودشان. ‏

    موسیقی: الکساندر آزاریا.

    مدیر فیلمبرداری: جیوانی فیوره کولته لاچی.

    تدوین: کامیل دلاماره، کارلو ریتزو.

    طراح ‏صحنه: پاتریک دوران.

    بازیگران: جیسون استیهم[فرانک مارتین]، ناتالیا روداکووا[والنتینا]، فرانسوا برلن[تارکونی]، ‏رابرت نپر[جانسون]، جرون کرابه[لئونید واسیلف]، دیوید آتراکاچی[ملکوم منویل]، ایان ساندبرگ[فلگ]، اریک ‏ابوانی[آیس]، جاستین راجرز[هوراشیو]. 100 دقیقه. محصول 2008 فرانسه. نام دیگر: ‏Le Transporteur 3‎‏. ‏


    فرانک مارتین مجبور می شود دختر دزدیده شده لئونید واسیلف، رئیس سازمان حفظ محیط زیست اوکراین را در حالی ‏که دستگاهی به مچ دست های هر دو نفرشان بسته شده، از این گوشه اروپا- مارسی- به گوشه دیگرش –اودسا- منتقل ‏کند. فرانک خوش ندارد کاری را به زور انجام دهد، ولی این دستگاه به او اجازه نمی دهد بیش از 75 پا از اتومبیل دور ‏شود و به محض انجام این کار منفجر خواهد شد. همزمان واسیلف با فرستادن مامورینی سعی در نجات دخترش می کند ‏و بازرس تارکونی نیز که پایش به ماجرا کشیده شده، سعی دارد با مارتین تماس بگیرد...‏

    ‎‎چرا باید دید؟‎ ‎
    دوستداران آدرنالین خالص بشتابند که خونسردترین قهرمان اکشن زمانه ما بار دیگر سوار اتومبیل زره پوش ‏Audi A8 ‎W12‎‏ خود شده و با محموله سکسی اش شهرهای مختلف اروپا را زیر پا می گذارد!‏
    باور بفرمایید ظاهر و باطن قضیه همین است. مهم نیست که مقدار زیادی زباله های سمی قرار است محیط زیست ‏اوکراین و بالطبع دنیا را آلوده کنند، چون انتخاب چنین محموله ای صرفاً عمل کردن به اقتضای روز است و بس! گفتم ‏محموله، بله دقیقاً در اینجا منظور محموله است که باز مانند دو قسمت پیشین باید از جایی به جای دیگر رسانده شود و ‏این بار هم محموله واقعی همین دختر زیبارو است. ‏
    الیویه مگاتون با نام اصلی الیویه فونتانا متولد 1965 است که 1996 در با فیلم کوتاه ‏‎ Forte tête‎ورودی خیره کننده به ‏عالم سینما را در جشنواه آوینیون تجربه کرد. او که در پروژه قبلی بسون(آدمکش) کارگردان دوم بود، پس از فیلم های ‏خروج[نامزد جایزه فیلم های فانتزی جشنواره فانتاسپورتو] و آزیر قرمز سومین فیلم بلند خود را در حالی کارگردانی ‏می کند که با تم ها و مضامین جدی آثار قبلی خود اندکی دوری جسته است. ‏
    اگر مامور انتقال 3 را که در کنار دیگر محصول پاپا بسون(تاکسی) در حال تبدیل شده به پدیده های سینمای ملی فرانسه ‏هستند، گریزراهی برای خروج سینمای این کشور از بحران های مالی ندانیم ره به خطا پیموده ایم. اما مامور انتقال بر ‏خلاف سری تاکسی بیشتر ظاهری بین المللی دارد و برای پخش در بازارهای جهانی ساخته شده است. تنها چهره ثابت و ‏فرانسوی این سری فرانسوا برلن است و تنها کاربرد مجموعه گسترش شهرت استیتهم به عنوان قهرمان خونسرد اکشن ‏های زمانه ماست. کسی که به ادعای نشریات صحنه های بدل کاری فیلم را نیز خود انجام داده و در طول 16 هفته ‏فیلمبرداری در فرانسه، روسیه و اوکراین از انجام هیچ کار سختی روی گردان نبوده است. ‏
    البته مطابق معمول همه دنباله سازی ها، منتقدان ریز و درشت این و آن سوی آب، فیلم را با قسمت اول آن مقایسه کرده ‏و آن را ضعیف تر ارزیابی نموده اند. اما بیایید منصف باشیم: کدام یک از سازندگان فیلم ادعایی جز پر خرج تر و مهیج ‏تر ساختن دو قسمت بعدی و در نتیجه استفاده از معدن طلای تازه دست آمده-و کاریزمای استیتهم- داشتند و دارند؟ ‏
    می شود فیلم را یک محصول منسجم و یک مکانیسم تولید هیجان نامید که در جاده ها شکل می گیرد و مانند نیای دهه ‏نودی چون سرعت(یان دی بانت) به همه قراردادها وفادار می ماند. بدل کاری ها تاثیرگذار، مکان ها جذاب و بازیگرها ‏با توجه به پیش زمینه ذهنی تماشاگر انتخاب شده اند تا کمترین مشکل بر سر راه هضم این غذای چرب و گران باقی ‏بماند. مانند رابرت نپر چهره منفی فیلم که با مجموعه تلویزیونی فرار از زندان به شهرت رسید، و کاری جز تکرار ‏همان نقش در آدمکش و مامور انتقال نمی کند!‏


    ژانر: اکشن. ‏

    دانلود:

    http://rapidshare.com/files/209465878/Transporter.part1.rar 
    http://rapidshare.com/files/209582439/Transporter.part2.rar 
    http://rapidshare.com/files/209689345/Transporter.part3.rar 
    http://rapidshare.com/files/209726044/Transporter.part4.rar 
    http://rapidshare.com/files/209752224/Transporter.part5.rar 
    http://rapidshare.com/files/210077862/Transporter.part6.rar 
    http://rapidshare.com/files/210123442/Transporter.part7.rar 
    http://rapidshare.com/files/210125431/Transporter.part8.rar


    رمز فایل: ندارد


    متن و دانلود طاقت آهنگ
    ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٤  کلمات کلیدی: موسیقی قدیمی ایرانی

    .

    این هم ترانه ی طاقت از مهستی
    که تنظیم کننده و آهنگسازش شادمهر عقیلی بود
    _________________________________________

    من هنوز چیزی نگفتم
    که تو طاقتت تموم شد
    باقیشم بگم میبینی
    گریه هات کلی حروم شد

    من که آسمون نبودم
    اما عشق تو یه ماهه
    سرزنش نکن دلم رو
    بخدا اون یه بیگناهه

    باز که ابری شد نگاهت
    بغضتم واسم عزیزه
    اما اشکاتو نگه دار
    نذار اینجوری بریزه

    حال من خیلی عجیبه
    دوست دارم پیشم بشینی
    من نگاهت بکنم تا
    تو چشام عشقو ببینی
    تو چشام عشقو ببینی

    بدجوری دیوونتم من
    فکر نکن این اعتراضه
    همیشه نبودن تو
    کرده این دلو کلافه


    میدونم فرقی نداره
    واست عاشق بودن من
    میدونم واست یکی شد
    بودن و نبودن من

    اولش گفتم یه حسه
    یا یه احترام ساده
    اما بعد دیدم یه عشقه
    حد و اندازش زیاده

    بیا و مثل گذشته
    جز به من به همه شک کن
    من بدون تو میمیرم
    بیا و بهم کمک کن

    من هنوز چیزی نگفتم
    که تو طاقتت تموم شد
    باقیشم بگم میبینی
    گریه هات کلی حروم شد

    من که آسمون نبودم
    اما عشق تو یه ماهه
    سرزنش نکن دلم رو
    بخدا اون یه بیگناهه....

    .


    دلگیرم از خدا .....
    ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٤  کلمات کلیدی: شعر

    .

    مه

     سیرم از زندگی و از همه کس دلگیرم
    آخر از این همه دلگیری و غم می میرم

    پرم از رنج و شکستن، ‌دل خوش سیری چند ؟
    دیگر از آمد و رفت نفسم هم سیرم

    هر که آمد، دل تنهای مرا زخمی کرد
    بی سبب نیست که روی از همه کس می گیرم

    تلخی زخم زبان و غم بی مهری ها
    اینچنین کرده در آیینة هستی پیرم

    بس که تنهایم و بی همنفس و بی همراه
    روزگاریست که چون سایة بی تصویرم

    دلم آنقدر گرفته است، خدا می داند
    دیگر از دست دلم هم به خدا دلگیرم!

    .